تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
جديدى در اين شهر ريخته شد . « 1 » اين كانون چند سالى پابرجا ماند ولى بعدها بر اثر مشكلات مالى و بيعلاقگى رؤساى آن اداره مواجه با ركود شد و سرانجام تحويل شهردارى گرديد زيرا اين مؤسسه هم كتابهائى بعنوان قرائتخانهء عمومى در اختيار داشت و نيز تأمين مخارج آن آسانتر بود . بعد از آنكه وزارت فرهنگ و هنر ادارهء امور همهء كتابخانه‌هاى عمومى را در سطح كشور بر عهده گرفت اين كتابخانه نيز در اختيار ادارهء فرهنگ و هنر اردبيل درآمد و با قريب دوازده هزار جلد كتاب در ساختمانى در گوشه‌اى از باغملّى ، مركزى براى مراجعهء دانش‌دوستان گرديد . « 2 »

راديو و تلويزيون اردبيل :

در سال 1312 خورشيدى سروانى بنام پولادين رئيس ژاندارمرى اردبيل بود و در خانه‌اى در محلهء اچدكان ، كوچهء عالىقاپو مىنشست . همسايه‌ها و عابرين آنكوچه بعد از ظهرها صداهاى ناهنجارى را از آن خانه مىشنيدند و هريك دربارهء آن تعبيراتى مىكردند . آن صداها از يك راديوى گيرنده بود كه براى اولين‌بار او باردبيل آورده بود . آن روز در ايران مركز فرستندهء راديوئى نبود و او سعى داشت كه بوسيلهء آن گيرنده از فرستنده‌هاى كشورهاى مجاور استفاده كند و چون گيرنده‌هاى آن ايام نيز ناقص‌تر از راديوهاى امروزى بود از اينرو « پارازيت » و خرخر آن راديو ، بيشتر از خود برنامه‌ها به گوش مىرسيد و صداهاى عجيب و غريب آن در بين مردم عامى بانحاء مختلف تعبير مىشد . دستگاههاى گيرندهء آن زمان عموما با لامپ كار مىكرد و علاوه بر « آنتن »
هامش
( 1 ) - پايه‌گذار اين كتابخانه خود نگارنده بود كه در آن تاريخ با عنوان معاونت فرهنگ در زادگاه خود خدمت مىنمود . براى اين كار با جلب موافقت آقاى اسماعيل واليزاده رئيس ادارهء فرهنگ چند ميز مخصوص مطالعه از محلّ اعتبارات ادارهء فرهنگ تهيه ديد و خانهء كوچكى را در ميدان سرچشمه ، جنب داروخانهء صادقيه كه ملكش متعلق به آقاى كاظم صادقيه صاحب آن داروخانه بود اجاره كرده با اهداء كتابهاى شخصى و جمع‌آورى مقدارى كتاب از اين و آن با تعداد 900 جلد ، كتابخانه و قرائتخانه را تشكيل داد و يكى از آموزگاران را با پرداخت مبلغ جزئى اضافه‌كار در ساعات بعدازظهر براى باز و قابل استفاده نگه‌داشتن آن منصوب نمود . ( 2 ) - در سال 1351 كه جامعهء تحصيلكرده‌هاى اردبيل در تهران و اردبيل ، بپاس خدمات فرهنگى پنجاه و اند سالهء آقاى مجيد تدين مراسمى در آن شهر برگزار كرده بود نگارنده هنگام بازديد از اين كتابخانه وعده داد كه يك هزار جلد كتاب بدانجا اهداء نمايد . اين وعده در سال 1353 تحقق يافت و بيش از يكهزار و چهل جلد كتاب بدان كتابخانه تحويل گرديد .