سرانش ، كه بقول جرايد آن روز دستنشاندگان سياست انگلستان بودند ، در همان لحظات اوّليه متلاشى گشت نيازى براى استفاده از آنها پيدا نشد .
تدابير نظامى مدتها پس از فروكش كردن حالت حمله نيز فرماندهان شوروى را از هرگونه آمادگى رزمى باز نداشت و يكانهاى ارتش سرخ را در ايران ، و بالطبع در اردبيل ، به حال آمادهباش نگه داشت ، ولى با گذشت روزگار ، بويژه وضع قرارهائى با دولت ايران ، و كسب اطمينان از اينكه هيچ خطرى ، اعم از نيروى نظامى يا دستجات چريكى ، آنها را تهديد نمىنمايد ، روسها كمكم قسمتهائى از ارتش خود را بجبههء جنگ با آلمان اعزام داشتند و ساخلوى خود را در اين شهر بحدّاقل ممكن تقليل دادند .
كار اين دسته از سربازان روسى برقرارى رابطه با يكانهاى مستقر در نقاط ديگر بود و مثل ديگر ساخلوهاى شوروى در شهرهاى ايران ، امنيّت پشت جبهه را تأمين مىنمود .
آنها به ظاهر با مردم و ساكنان شهر كارى نداشتند و در مسائلى مثل امنيّت سكنه و تأمين وسايل رفاه مردم عملى انجام نمىدادند . و گرچه همهء امور منطقه طبق صوابديد كنسولخانهء شوروى در اردبيل ، كه پس از سوم شهريور تشكيل يافت ، انجام مىگرفت با اينحال كليهء اين امور را از وظايف سازمانهاى دولتى ايران مىدانستند و خود در آنها مداخلاتى نمىكردند .
امنيّت يكى از كارهاى فورى و ضرورى بود و براى تأمين آن تشكيل شهربانى لازم مىنمود . از اينرو با موافقت فرمانده پادگان و مأموران سياسى شوروى در تهران و اردبيل ، شهربانى اين شهر با دو كلانترى از نو تشكيل يافت و تعدادى تفنگ و فشنگ در اختيار آنها گذاشته شد و آنعده از افسران و پاسبانان كه در شهر مانده بودند به خدمت دعوت گرديده با پوشيدن لباس رسمى ، بر مبناى مقررات قبلى كار خود را آغاز نمودند .
سابقا گفتهايم كه هنگام حملهء روسها بايران ، شخصى بنام « حسنعلى شهروزى » فرماندار اردبيل بود . او كه بر اثر وضع حمل همسرش نتوانست مثل افسران ارتش و ديگر مأموران عاليرتبهء دولتى فرار كند اضطرارا در اين شهر باقى ماند و با موافقت روسها بعنوان فرماندار كماكان مرجع امور منطقه گرديد . ولى با دگرگونى اوضاع و تفاوت موقعيت جديد ، با دوران قبل از حملهء روسها ، مأموريت شخص ديگرى لازم بود تا متناسب با
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 16
مساهمون: بابا صفرى
ص١٦