در آنجا وسايلى مثل چاى و بخارى براى استراحت كسانى كه از گشت بازمىگشتند ، مهيّا مىساختند .
اطلاق اين نام بدان قرارگاهها در آن روز صورت نگرفت بلكه از سالها پيش اين كلمه يك عنوان شناخته شده به حساب مىآمد و تا آنجا كه به نظر مىرسد بدوران جنگ بين الملل اول مربوط مىگردد . زيرا بگفتهء سالخوردگان در آن ايام هم اين شهر بوسيلهء نيروهاى بيگانه اشغال گرديد و پاسداريهائى براى حفظ نظم و امنيّت از طرف اردبيليان آن روز بوجود آمد و اين نام بوسيلهء آنان ، براى قرارگاههاى پاسداران به كار برده شد .
پاى چراغها مدّتى برجاى ماندند و تا روزيكه كلانتريها از نو تشكيل يافته رشتهء انتظامات را در دست گرفتند بحراست از محلّات و خانههاى مردم پرداختند .
رفع حالت جنگى نيروهاى مهاجم و تشكيل مجدّد شهربانى و كلانتريهاى اردبيل :
تبليغات ارتش ايران در دوران قبل از شهريور 1320 ، در باب قدرت رزمى و وسايل جنگى آن بسيار قوى بود و تا آنجا اثر داشت كه « از لحاظ داخلى » مردم ايران آن را شكستناپذير مىدانستند و « از حيث جهانى » نيز دول منطقه آن را يك نيروى مقتدر به حساب مىآوردند . بويژه آنكه دولى مثل تركيه ، عراق و افغانستان نيز با انعقاد پيمان سعدآباد با آن اتحّاد داشتند . « 1 »
به همين ملاحظات ارتش شوروى هنگام حمله بايران ، با وجود آنكه به سپاه و تجهيزات خود در جبههء جنگ با آلمان ، نياز مبرمى داشت و با آنكه از طرف دولت انگلستان اطمينان كاملى در باب بىاثر گذاشته شدن پيمان سعدآباد بدست آورده بود ، بااينحال براى آنكه غافلگير نشود و در حال مبادا « نيروى مقتدر ارتش ايران و همپيمانان ؟ ! » را درهم بشكند با تعداد زيادى سرباز و انواع مختلف سلاحهاى جنگى حملهء خود را آغاز كرد ولى چون ارتش ايران بر اثر خيانت
هامش
( 1 ) - اين اتحاديّه و نظاير آنها ، كه بر طبق نقشه و خواست ابرقدرتها بوجود مىآيد فقط براى حفظ منافع خود آنها صورت مىگيرد و روزيكه آنها بخواهند همانند توپى كه بادش خالى شود خودبخود بىاثر گشته از بين مىرود .
پيمان سعدآباد يكى از آنها بود كه بوسيلهء انگليسىها بين كشورهاى افغانستان ، ايران ، تركيه و عراق بوجود آمد و در شهريور 20 كه منافع انگلستان حمله بايران را ايجاب نمود از بين رفت .