تأمينى از جهت استقرار در آن فراهم گرديد ، آندسته از سپاه روس ، كه مىبايست در اين منطقه بماند ، بدانجا نقل مكان كرد و تا اواسط ارديبهشتماه 1325 خورشيدى ، كه ارتش سرخ ايران را تخليه نمود ، سربازخانه را در تصرف داشت .
تشكيل پايچراغها و شبگردى در محلات براى تأمين امنيت :
صبح روز دوشنبه سوم شهريورماه 1320 با وجود حملهء هواپيماهاى شوروى باردبيل ، ادارات دولتى كما فى السابق تشكيل يافت و كارمندان آنها ، هرچند كه مراجعينى نداشتند ، طبق مرسوم در سركار خود حاضر شدند و گرچه از ترس « تأمينات شهربانى » امكان گفتگو در باب حملهء روسها نداشتند بااينحال دو سه ساعتى در اطاقهاى خود باقى ماندند و چون خبر حملهء ارتش سرخ در شهر شيوع يافت و بازار و دكانها تعطيل گرديد آنها نيز محلّ كار خود را ترك كردند و بدينطريق ادارات دولتى و سازمانهاى ديگر نيز بلاتكليف بسته شدند .
شك نيست كه با چنين واقعهاى كلانتريها نيز قادر بانجام كارى نبودند و افسران و پاسبانان آنها ، مثل افراد شهربانى بخانههاى خويش بازگشته تغيير لباس دادند و با نگرانى از سرنوشت خود درصدد يافتن پناهگاهى برآمدند . در نتيجه شهر به كلى فاقد پاسدار و نگهبان قانونى گشت و تزلزل امنيّت عمومى مسئلهء نگرانىآورى براى ساكنين آن بوجود آورد .
در چند روز اول حادثهاى پيش نيامد و شايد بدانجهت بود كه افراد ناباب نيز بر اثر سرعت پيشامدها مبهوت گشته گوئى از تصرف شهر خود بوسيلهء ارتش بيگانه كريخت شده بودند ، ولى دو سه روز ديگر ، كه تقريبا وضع به صورت عادى بازمىگشت ، تأمين امنيّت مردم ، بويژه در شبها ، كه شهر به علت خاموشى چراغها در ظلمت و تاريكى فرو مىرفت ، مورد توجه بزرگان محلّ قرار گرفت و سرانجام هرمحله براى خود قرارگاهى ترتيب داد و از جوانان و مردان ساكن محلّه ، با تعيين نوبت مشخص ، دستههاى سيّارى بوجود آورد كه شبها با چوب و چماق در كوچههاى محلّه مىگشتند و بجاى پاسبانان رسمى ، براى صيانت خانهها از تجاوز برخى نابكاران احتمالى پاس مىدادند .
محلّى را كه بعنوان قرارگاه اين شبگردان انتخاب مىشد « پاى چراغ » مىگفتند و