با آنها متفاوت بود زيرا در آنها درسها در روز و ساعات معينى آغاز مىگشت . با برنامهء مدوّنى پيش مىرفت . بجاى همدرسى چند نفر در يك كتاب ، همهء شاگردان كلاس در همهء دروس با هم همدرس مىشدند . در مدرسه بجاى حصير و گليم از ميز و نيمكت براى نوشتن و نشستن استفاده مىگرديد . تختهسياه و نقشههاى جغرافيا و علوم طبيعى نقش مهمى در امر تعليم ايفاء مىكرد . بجاى يكنفر مكتبدار ، معلمين مختلف تدريس مواد گوناگون را عهدهدار مىگشتند . براى آگاهى از ميزان تلاش و درك محصلين امتحان صورت مىگرفت و اعدادى بنام نمره ، دقّتنظر ممتحنين را دربارهء آنها معين مىنمود . . .
تأسيس دار الفنون بمنزلهء هشدارى براى بيدارى ايرانيان و آگاهانيدن آنها در راه توجه بعلوم جديد و دور نماندن از قافلهء علمى جهان بود . بعد از پيدايش آن ، مدارس ديگرى در تعليمات ابتدائى و متوسطه ، پا بعرصهء حيات گذاشتند كه كتابهاى تاريخ فرهنگى ايران كيفيات آنها را در خود ضبط كردهاند .
اين وضع مدارس جديد در پايتخت كشور بود . امّا در شهرستانهاى ايران ، سالهاى ممتدى طول كشيد تا معارف به شكل جديد پيدا شود و مدارس بسبك نوين تأسيس گردد ولى موقعيّت تجارى و جغرافيائى اردبيل طول اين مدت را در مقايسه با ولايات ديگر كمتر ساخت و تقريبا بفاصلهء نيمقرن از تأسيس دار الفنون در اين شهر نيز چنين مدارسى گشايش يافت .
ما يك بار ديگر هم در مجلّدات پيش اشاره كردهايم كه اردبيل قبل از احداث راهآهن تبريز - جلفا مركز بازرگانى آذربايجان بود و كالاهاى وارداتى و صادراتى گيلان و آذربايجان ، از طريق اين شهر و پيشبندر آن آستارا به داخل و خارج فرستاده مىشد و اين آمدورفت باندازهاى بود كه بقول جهانگردان در شبانهروز قريب به يكهزار شتر بدين شهر ورود و خروج داشتند . بدينمناسبت اردبيل مركز برخورد و آگاهى از تمدنهاى مختلف بود و تجّار اين شهر نيز بسبب آنكه در نقاط مختلف كشورهاى ديگر ، مخصوصا روسيهء سابق ، شعبات بازرگانى داشتند و هريك از آنها سالهائى از عمر خود را در آن نقاط مىگذرانيدند بر اثر آشنائى با تمدنهاى خارج از ايران ، افكار روشنى مىيافتند و ثمرات تحصيل علوم طبيعى و جهانى را به خوبى مىدانستند و بالمآل بتأسيس چنين مدارسى در
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: بابا صفرى
ص١٨٤