سرور ستودند . غافل از آنكه اين نمايش تصنّعى براى در خواب كردن بيشتر مردم بود و جشن و شادمانى در واقع عزا و ماتمى از حيث اسارت مجدّد ملّت ايران براى ساليان ممتد ديگرى ، در پى داشت . زيرا بفاصلهء كوتاهى قرارداد جديدى ، كه آن روز ملّت از آن بىخبر ماند ، با شركت مزبور منعقد گرديد و مدت بهرهبردارى براى شصت سال ديگر تمديد شد .
وطندوستان ايرانى از اين تاراج ثروت ملى سخت آزردهخاطر شدند ولى از ترس بىرحمىهاى شهربانى ايران چارهاى جز سكوت ندانستند . بعد از شهريور 1320 كه براى چند صباحى امكان بيان مطالب فراهم گشت مجالى براى اظهار نارضائىها پيش آمد و جستهگريخته مطالبى در باب ملى شدن صنعت نفت بر زبانها جارى و هرآينه در جرايد نيز منتشر گرديد و سرانجام بحث آن به مجلس شورايملى كشيده شد و در اينباب از طرف برخى از نمايندگان از دولت استيضاح به عمل آمد .
سپهبد حاج على رزمآرا ، نخستوزير وقت با اين نظر مخالفت نمود و روز 16 اسفندماه 1329 خورشيدى در مسجد شاه تهران « ترور » شد . طرفداران استيفاى حقوق ملّت ، سخن از ملّى شدن صنعت نفت بميان آوردند و برهبرى مرحوم دكتر محمد مصدق ايستادگى كردند . شاه با خواست آنان مخالفت نشان داد و اين خود موجب ازدياد طرفداران آنها گرديد . « ميتينگ » ها و اجتماعات وسيعى برپا گشت و از مظالم انگلستان و چپاول منابع نفت بدست عمال شركت ، مطالب زيادى گفته شد و سرانجام دكتر مصدق به نخستوزيرى رسيد و نفت را ملّى اعلام نمود .
اردبيليان على القاعده در اين موارد مردم محافظهكارى مىباشند و از بس در طول تاريخ از عمال دولت مركزى ظلم ديده و از حملات و اشغالگريهاى دول خارجى ستم كشيده و كرات و مرات با هجوم عشاير هستى خود را از دست دادهاند همواره خود را از چنين مسائلى به دور مىدارند و مخصوصا از دوز و كلك انگليسىها ، كه در اصطلاح جهانى سياست خوانده مىشود ، نگرانى خاصى در دل خود احساس مىكنند .
بدينجهت در مسائلى كه بوى سياست ( ! ) از آنها استشمام شود كمتر ورود مىنمايند . « 1 »
هامش
( 1 ) - اردبيليان ضرب المثلوار مىگويند : « تا روزيكه جزيرهء بريتانيا خراب نشده است هركس در سياست -