بود ، از بين بردند . « 1 » كسى كه بگفته خودش پيش از همه بدين كار دست زد مرد ثروتمند و صرّافى بود ، و هماكنون كه ما اين مجموعه را گرد مىآوريم اواخر حياتش را مىگذراند و گويا بكيفر اين قبيل اعمال ناستودهاش درمانده گشته بيمار و زمينگير شده است .
ورود ستون ارتش باردبيل :
بارى با سقوط فرقه و دگرگونى اوضاع ، سازمان فدائيان نيز ، كه ستون فقرات نيروهاى مسلح فرقهء دموكرات آذربايجان را تشكيل مىداد از هم پاشيد و اعضاى آنكه غالبا از دهقانان و برخى از مهاجران بودند از ترس جان سلاحهاى خود را ريخته مخفى يا فرارى شدند و بالمال نگرانى جديدى براى مردم فراهم آوردند زيرا سلاحهاى مزبور بدست عشاير و برخى از ماجراجويان شهر افتاد و احتمال ناامنى و ناراحتىها را در دل شهروندان بوجود آورد .
ما در جاى ديگر نيز اشاره كردهايم كه ستون اعزامى ارتش بفاصلهء يكهفته بعد از 21 آذر از طريق قافلانكوه باردبيل رسيد . علّت اين تأخير به ظاهر سختى زمستان و زيادى برف عنوان شد ولى بگفتهء برخى از مطلعين ، در اين امر بدانجهت درنگ شد كه اولياى فرقه بدست اوباش محلّى مجازات شوند و براى بيانيههاى بين المللى دولت مركزى در اين زمينه ، كه مردم آذربايجان موافق فرقه و حكومت ملى نبودند ، شواهدى بدست آيد . « 2 »
تأخير در ورود ارتش مردم و شهر را با بلاتكليفى مواجه ساخت زيرا نظمدهندگان ديروز فرار كرده و امنيتدهندگان جديد نيامده بودند . اين بود كه اعاظم و بزرگان روز ، كه عبارت از مالكان و معاريف قبل از پيدايش فرقه بودند و بمخالفت با افكار چپ شناخته مىشدند ، وارد عمل گشته هيئتى مركب از چهار نفر را براى تامين
هامش
( 1 ) - يكى از كسانى كه با نگارنده در باب غارت چاپخانهء جودت سخن مىگفت از پيرمردى ياد كرد كه لنگهاى از درهاى چاپخانه را بر پشت گرفته مىبرد . كسى بدين كار اعتراض كرد او با دادوقال فرياد برآورد كه مگر مسلمانى كجا رفته است كه نمىگذارند منهم يك لنگه در براى خودم ببرم ؟ ! ! . . .
( 2 ) - روزنامهء اطلاعات . چاپ تهران . در شمارهء 6228 مورخ 28 آذرماه 1325 نوشته است كه « آخرين قسمت نيرو كه امروز وارد شد ستون اردبيل بود كه بواسطهء برف و كولاك تا امروز نتوانسته بودند به شهر برسند . »