در آن روز كسانى از اعضاى فرقه دچار چنين سرنوشتى شدند و بدون محاكمه بدست اوباش بقتل رسيدند و اگر عالم با تقوى و مجتهد بافضيلت آن روز اردبيل ، يعنى حاج شيخ غلامحسين مرحوم نبود و از كار زشت اينان با اتكاء و استناد به احكام الهى نهى نمىكرد و تعرض بجان و مال افراد را بدون رسيدگى و حكم قاضى ، منافى احكام اسلام نمىگفت چهبسا كه دامنهء اين كار وسعت مىيافت و كسان بيگناه بسيارى به خاك و خون كشيده مىشدند . « 1 »
« شادروان حاج شيخ غلامحسين غروى »
هامش
- حكومت فرقه بعنوان قاضى در اردبيل خدمت مىكرد . پس از تسليم پادگان و استقرار حكومت ملى بعنوان رئيس دادگسترى اردبيل برگزيده شد و چندى بعد از سقوط فرقه نيز در آن شهر بود و حتى در فاصلهء 21 آذر تا ورود ستون نظامى ، جزو چهار نفر هيئت ادارهء شهر انتخاب گرديد . او كه در بيشتر صحنهها حضور داشته است گفت دو روز قبل از فرار دموكراتها يعنى روز 19 آذر ، دكتر سلام الله جاويد استاندار آذربايجان باردبيل آمد و خليل آذربادگان حاكم شهر از او استقبال كرد . هنگام ورود آنها به شهر جمع زيادى در مسير آنان ايستاده كف مىزدند و براى آن دو هورا مىكشيدند . دو روز بعد يعنى 21 آذر ، همين آذربادگان وقتى از شهربانى درآمد كه به فرماندارى برود همان مردم به دو حمله برده بشديدترين وضعى ويرا مضروب ساختند . او به زحمت از دست آنها گريخت و كفشهايش روى برفها ماند . دو نفر هريك يك لنگه از آن را تصاحب كرده با هم دربارهء لنگه ديگر چانه مىزدند ، تا يكى آن را بفروشد و آنديگرى صاحب جفت هردو گردد .
( 1 ) - آقاى معين مىگويد تعداد كشتهها در روز 21 آذر شايد متجاوز از 35 نفر بود و من ( يعنى آقاى معين ) در فاصله بين پير عبد الملك تا حمام حاج ميرزا حبيب كه كمتر از 70 متر راه است سه جسد را ديدم كه برف آنها را پوشانيده بود و تنها دست يا پاى آنها از زير برف ديده مىشد . بگفتهء او اجساد بعضى از مقتولين ، كه شب در كوچه و خيابان مانده بود مورد حملهء سگها قرار گرفته تكهپاره شده بود . فرداى آن روز آنها را در كنار رودخانهء بالخلو جمعآورى كرده سپس در يكى از قبرستانها دفن نمودند .