امنيت شهر انتخاب كردند . « 1 »
هيئت مذكور در وهلهء اول از پاسبانان ، درجهداران قديمى و افسران سابق شهربانى ، كه در اردبيل مانده و با فرقه همكارى نكرده بودند ، دعوت بهمكارى نمود و با تعدادى تفنگ و فشنگ ، كه از اينجا و آنجا گرد آورد ، موجبات باز شدن مجدّد شهربانى و كلانتريها را فراهم كرد و نيز با كمك داوطلبانى از خود مردم ، امنيت محلّات را حفظ نمود .
كار اين هيئت دوام نيافت زيرا انتخاب بعضى از اعضاى آن مورد اعتراض قرار گرفت و از سوى ديگر كسانى از سردمداران محلّات و خانهاى بعضى از طوايف شاهسون بميدان آمده خود را وصّى و قيّم مردم يا نمايندهء تام الاختيار دولت مركزى تصوّر كردند و به حلّ و فصل امور يا بگيروببند اين و آن پرداختند .
سرانجام ستون اعزامى به شهر درآمد و در سربازخانه ، كه با رفتن ارتش شوروى در ارديبهشت و فرار دموكراتها در 21 آذر بكلّى خالى شده بود ، استقرار يافت . فرماندهى اين ستون با سرهنگ سوار بايندر بود . او در اوايل خدمت ارتشى خود مدتى در پادگان اردبيل انجاموظيفه كرده و پدرش امير معزّز گروسى هم در دوران استبداد صغير حكومت اين ولايت را از طرف دولت مركزى بر عهده داشته است . « 2 »
با ورود ستون نظامى بار ديگر سختىهاى جديدى براى مردم پيش آمد و بگيرو ببندهائى ، كه گاهى ملاك و مأخذ صحيحى هم نداشت ، آغاز گشت . زندان پر از دستگيرشدگان گرديد و بيشتر كسانى كه ديروز براى ورود ستون نظامى شادمان بودند باتهامات واهى و چوغوليهاى ديگر همشهريان توقيف گشتند . در اين ميان سخنانى نيز
هامش
( 1 ) - اين هيئت از جانب مرحوم محمد حسين شريعت معروف به نايب الصدر تعيين و مأمور گرديد . آنان عبارت از آقايان يوسف رئيسى معروف به بالا رئيس ، على عناصرى ، رحيم معين و قهرمانخان شجاعى بودند . قهرمانخان از سران عشاير بود و سلاح و افراد كافى در اختيار داشت و لذا خود را والاتر از آن هيئت مىدانست و آنچه خود مىخواست انجام مىداد . از كسانى كه غير از اين هيئت براى تأمين امنيت مردم برخاستند مىتوان از آقايان حاج جواد مجتهدزاده و غفور ملك التجارى نام برد .
( 2 ) - در مورد امير معزز گروسى مطالبى در صفحهء 204 جلد اول اين كتاب نوشته شده است .