تيرباران گرديد .
واقعهء قابل ذكر ديگر اين زمان تخليهء آذربايجان از ارتش سرخ بود و پادگانى كه در اردبيل استقرار داشت در دههء اول ارديبهشتماه 1325 خورشيدى بتدريج بروسيه بازگشت . مراجعت آخرين دسته از آنها با تشريفات نظامى صورت گرفت بدينمعنى كه سربازان با نواختن موزيك از سربازخانه درآمدند و با آرايش منظم در ميان صفهاى متراكم شهروندان اردبيل ، كه بتماشا ايستاده بودند ، به سمت دروازهء آستارا به راه افتادند .
تماشاگران با هلهله و شادى كف مىزدند و از اينكه دوران اشغال 56 ماههء ميهنشان سرآمده و زمان آزادى زادگاهشان فرارسيده است اظهار مسرت مىكردند .
پايان كار فرقه :
فرقهء دموكرات آذربايجان ، كه يكسال پيش با يكدنيا حرارت و احساسات بوجود آمده و طرفداران آن بموجب بيانيهها و اعلاميههاى مكرر ، در راه سعادت مردم آذربايجان ، اعلام فداكارى و جانبازى كرده بودند ، بنا بمقتضيات جهانى و بر مبناى مصالح ابرقدرتها ، در عرض چند ساعت از هم پاشيد و چنان اين كار سريع و بدون واكنش صورت گرفت كه گوئى دوران حكومت ملّى و گفتههاى مؤسّسان آن و دولتمردان و افسران و فدائيان فرقه خوابى بيش نبود .
دولت مركزى ايران ، كه از سازش جهانى در مورد آذربايجان آگاه بود ، از چندى پيش مقدمات حملهء نظامى به آن خطه را فراهم كرد و سحرگاه روز سهشنبه 19 آذرماه 1325 سه ستون ارتشى از قواى خود را بدان استان حركت داد .
چندماه پيش ، يعنى اوايل تشكيل فرقه نيز آن دولت چنين كرد و ستونى از سربازان را روانهء آذربايجان نمود ولى چنان كه گفتهايم اين ستون نتوانست از شريفآباد قزوين جلوتر رود و پس از مدتها توقّف و بلاتكليفى ، چون از ارتش شوروى اجازهء عبور بدان استان نيافت با كمال ناراحتى بتهران مراجعت نمود .
آن روز فرقه هنوز بطور كامل مسلح نبود و سربازخانه دستنخورده در اختيار دولت مركزى قرار داشت و اگر مانعى براى ارتش پيش نمىآمد برهم زدن فرقه به آسانى صورت مىگرفت . ولى امروز كه فرقه از سلاح و قدرت بيشترى بهرهمند بود و حكومت بلامنازع داخلى آذربايجان را در دست داشت و در صورت لزوم مىتوانست ولو براى مدتى از خود