است .
جواب اينقبيل سوآلات را در ضمير خود چنين مىيابيم كه بيگانه هركه باشد منافع خود را مىخواهد و هرلحظه مصالحش ايجاب كند از « رضا خان شصتتير » رضا شاه كبير و از « سيد جعفر پيشهورى زندانى » صدر فرقه دموكرات و رئيس دولت ملى آذربايجان مىسازد و . . . بار ديگر كه منافعش اقتضا كند آنها را چنان بر زمين مىزند كه مجال نفس كشيدن هم از آنان سلب مىگردد .
بارى قوام السلطنه در آن تلگرام چنين نوشت « جناب آقاى دكتر جاويد استاندار آذربايجان . بطوريكه تاكنون كرارا تذكر داده شده اينجانب جز حسننظر و جلوگيرى از هرگونه سوء تفاهمات نظرى نداشته و در قسمت انتخابات بطوريكه قبلا دستور داده بودم بايستى قواى انتظامى مركز جهت حسن جريان انتخابات به آن منطقه ، مثل ساير مناطق ايران ، وارد گردند تا انتخابات آذربايجان ، مثل ساير نقاط كشور ، طبق مقررات قانون انجام شود . انتظار من آنست كه در اجراى اوامر دولت و ايجاد هرگونه تسهيلات جهت ورود قواى اعزامى از مركز ، شخص جنابعالى نظر بمسئوليتى كه داريد اقدام نمائيد .
قواى انتظامى مركز نيز طبق دستور اينجانب امروز به طرف ميانه حركت خواهد نمود و دستور دارد كه اگر از طرف اشخاص مسلح مقاومتى بشود جلوگيرى نمايد . انتظار دارم جنابعالى با علاقهايكه همواره باقتضاى مسئوليت در حل اشكالات بروز دادهايد در اينموقع نيز كمال مراقبت را خواهيد داشت كه ورود قوا بدون سانحه و مصادمه انجام شده و در اجراى قانون و انجام امر انتخابات تأخير و تعطيلى روى ندهد . نخستوزير احمد قوام » .
اين تلگرام يكروز ديرتر بدست گيرنده رسيد و در اين فاصله ستون اعزامى در ارتفاعات قافلانكوه ضربوشستى به نيروهاى حكومت ملى آذربايجان نشان داد و وصول آنكه بعد از خبر حمله صورت گرفت در بين رجال فرقه اضطراب و نگرانى شديدى پيش آورد و سبب تشتت و هرآينه اختلافنظرها گشت . گروهى معتقد بمقاومت و پايدارى بودند و به تسليم رضا نمىدادند . ولى گروه ديگر با پيش كشيدن شرايط و مقايسهء امكانات ، اصرار بر آن داشتند كه از احساسات خشك و خالى دست
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: بابا صفرى
ص١٠٦