فعاليت داشت . سيد احمد جوان معمّم و كمسوادى بود كه در اطراف گرمى ، از مناطق مرزى ايران و شوروى و بخشى از بخشهاى اردبيل ، زندگى مىكرد . در اواخر سال 1323 و اوايل 1324 علم مخالفت با حزب توده برافراشت . دفاتر و تشكيلات آنها را آتش زد و بقول برخى از مطلعين آن روز حكم جهاد از قول مقامات عالى روحانيت عليه آنها داد و گويا كار را به جائى رسانيد كه زنهاى آنانرا نيز مباح يعنى قابل ازدواج با ديگران گفت . « 1 » و اينيكى از مشكلاتى است كه بعضى افراد بىصلاحيت كه مقدماتى از دروس قديمه خوانده و عمامهاى بسر مىگذارد به خود حق مىدهد كه حتى در ناموس و مال و جان ديگران ، آن هم بنام قرآن و پيامبر بزرگ آنكه رحمتا للعالمين ناميده مىشود ، دخالت كند و اينچنين آنها را مباح گرداند . « 2 » غافل از آنكه قضاوت در اسلام از دقيقترين و سختترين كارهاست و قاضى نيز علاوه بر اهليت و احراز شرايط مقرّر بايد از جهت علمى نيز مجتهد باشد .
در آغاز پيدايش فرقهء دموكرات آذربايجان ، دولت مركزى از هرامرى كه ممكن بود موجب تضعيف و يا از بين رفتن اين نهضت نوظهور گردد ، استفاده مىكرد . اين بود كه آقاى مير خاص را با آن لباس و هيكل به صورت عالم مجاهدى درآورده با تمام امكانات خود اقدام بتقويت وى نمود . سرلشگر ارفع رئيس ستاد آن روز ارتش ايران ، به لشگر 3 آذربايجان توصيه كرد كه از وجود او در تبليغات عليه دموكراتها استفاده كند « 3 » و دولت
هامش
( 1 ) - كتاب « گذشته چراغ راه آينده است » . جاى چاپ معلوم نيست . ناشر جامى ( جبههء آزادى مردم ايران ) .
فروردين 1355 . ص 257 .
( 2 ) - آقاى رحمت حبيب الهى ، كه در محضر آيت الله مبرور حاج سيد يونس اردبيلى تقرب داشت از قول آنمرحوم نقل كرد كه آقاى ميرخاص بنام او چنين احكامى را در منطقه عنوان مىكرد آنمرحوم ، كه اين اخبار را شنيد دلتنگ گشت و تصميم به مسافرت بمشهد و اقامت در آن شهر گرفت يادآورى مىكنيم كه آيت الله حاج سيد يونس از اعاظم علماى عصر خود بود و ما در بخشى از اين كتاب كه راجع بعلماء و دانشمندان سخن گفتهايم از ايشان نيز ياد نمودهايم .
( 3 ) - سرتيپ درخشان فرمانده لشگر 3 آذربايجان ، كه در 22 آذرماه 1324 تسليم دموكراتها شد در يك مصاحبهء با روزنامهنگار تهرانى ، هنگاميكه بىلياقتىهاى رئيس ستاد ارتش ايران را برمىشمرد ، به اين توصيه نيز اشاره كرده با عبارات پرجوشوخروشى از اينچنين كارها انتقاد نمود . « گذشته چراغ راه آينده است »