كه بنام حكومت ملّى اعمال مىشد هولانگيزتر از تأمينات شهربانى مختارى توصيف مىكردند
آنها از سپرده شدن كارها بدست افراد نااهل ابراز عدم رضايت مىكردند و خطاى بزرگ دولتمردان فرقه را ، كه بيش از هرچيز هم در سقوط آنها مؤثر بوده است ، عدم شايستگى و فقدان حسننيت در كارگردانان امور مىدانستند .
بزعم آنان اين تنها آزادى نبود كه بدانسان بدست مشتى افراد ناصالح قربانى شد بلكه وعدههاى ديگرى نيز ، كه در ابتداى كاريمردم داده شده بود ، ببوتهء فراموشى سپرده شد . كارخانه و كارگاهى در اين ولايت وسيع احداث نگرديد . براى آبادى روستاها قدمى برداشته نشد . زراعت ، بسبب فدائى شدن زارعان كارآمد ، با ركود مواجه گشت و بدتر از همه ناسازگاريهاى فرقويها با مردم ، زندگى را بر همگان تلخ و مرارتبار ساخت . زيرا بفدائيان و دستاندركاران فرقه چنين تلقين شده بود كه هركس چيزى مىفهمد ، يا نهتنها بر آذربايجان بلكه براى ايران مىانديشد ، يا باصطلاح معروف سرش به تنش مىارزد ، دشمن « خلقهاى زحمتكش » است و شايسته مهر و مودّت نمىباشد . « 1 »
اين بود كه آنها با مردم ، بويژه با شهروندان ، رفتار خشن و تندى داشتند و در برخورد با آنان نه فقط گرهى از كارهاى فروبسته نمىگشادند هرآينه از خشونت و سختىهاى نابجا هم ابا نمىكردند .
عجب آنكه در داخل فرقه نيز ناسازگاريها و ناهمآهنگىهائى بوجود آمد و براى كسب قدرت ، جنگ نامرئى شديدى بين اعضاى محلّى و مهاجرين ، آغاز گشت و سرانجام كسانى كه اندكى فهم و شعورى داشتند بوسيلهء بازيگران بيسواد بكنارى گذاشته شدند و تمشيت امور جامعه بافرادى واگذار گشت كه اكثرا شايستگى براى درك اهداف فرقه نداشتند و اىبسا كه از اغراض شخصى نيز بر كنار نبودند . برخى از آنان بچنان كارهاى ناصوابى دست زدند كه حتى بگفتهء دكتر جهانشاهلوئى افشار ،
هامش
( 1 ) - از جمله كسانى كه دراينباره با ما سخن گفتهاند آقاى يعقوب قدس و آقاى محمد جليلى بودهاند كه هردو نمايندهء مجلس ملى و درعينحال اوّلى رئيس فرهنگ اردبيل و دومى رئيس كميتهء ولايتى فرقه در اردبيل بوده است . آقاى جليلى گفتههاى فوق را دور از واقع نمىدانست و از اينكه فرقه بهدفها و وعدههاى خود توفيق نيافت ابراز تأسف مىنمود . ولى آقاى قدس مراتب فوق را بر زبان آورده انتقاد مىكرد .