خوبى كه در جامعه داشتند اميدهاى فراوانى در مردم بوجود آوردند . امّا گوئى اين انتخاب خواست آنانى را كه در بوجود آوردن فرقه نظر خاصّى داشتند تأمين نكرد و مناصب مذكور براى برخى از شخصيتهاى مزبور دولت مستعجل شد .
از بازماندگان آن دوره ، كه خود از بازيگران مؤثر فرقه در اردبيل بودند و ما با آنها مصاحبه كردهايم ، شنيدهايم كه در داخل كميته نيز در كمتر زمانى پس از استقرار حكومت ملى ، اختلافاتى بين اعضا بروز كرد و سرانجام به صورت مبارزهء سخت و علنى درآمد . بقول بازماندگان آندوره همهء اين وقايع زير سر آنعدّه از « چروونها » بود كه تشكيلات جديد را از آن خود مىدانستند و براى بدست گرفتن قدرت بىمحابا تلاش مىنمودند .
آنان ، يعنى گويندگان اين وقايع مىگفتند كه افراد تحصيلكرده و مسئولان خوشنام محلّى سعى بر مهربانى با مردم و گردش صحيح و سريع كارها در طريق گرهگشائى و سازگارى با توده داشتند ولى بازيگران مهاجر در مقابل آنها قرار گرفته و چنين مىانديشيدند كه فرقه را آنها بوجود آوردهاند و بايد آنها در جامعه حكم برانند و بجاى ملاطفت و مهربانى ، با مردم بخشونت و شدت رفتار كنند .
اين اختلاف اختصاص به اين فرقه و يا اردبيلى و چروون و غيره نداشت و ندارد بلكه رهآورد هرانقلابى مىباشد و هرجا كه در نظام موجود جوامع انسانى ، بهمخوردگى پيش آيد افراد گوناگونى ، به حق يا نابجا ، در صحنهء تحولات پيدا مىشوند و خود را وارث فداكاريهاى ديگران قرار مىدهند و براى رسيدن بمطلوب خود هرگونه اصول اخلاقى و انسانى و حتى دينى خود را زير پا مىگذارند و در آرزوى بدست داشتن قدرت از روى نعش هزاران همنوع شريف و بيگناه خود مىگذرند « 1 » . چروونها چنين كردند و چنان محيط رعب و وحشت پيش آوردند كه بجاى جلب قلوب مردم ، آنها را از فرقه نوميد ساختند . اين امر سبب شد كه مردم فرقه را ساخته و پرداخته بيگانه دانستند و تا توانستند از آن فاصله گرفتند و اگر فرصتى يافتند از ضربه زدن بدان دريغ نورزيدند .
در اندكزمانى واهبزاده بكنار رفت و خليل آذربادگان نامى از مهاجرين مراغه ،
هامش
( 1 ) - اين مطالب مربوط به قبل از سال 1357 مىباشد .