و دودمان نجيب ساسانى بدست تازيان ، از قرن هفتم ميلادى كمتر به آن پايه رسيده بود » . « 1 »
جنگى كه شاه اسماعيل با سلطان عثمانى نمود و رشادت و دليرىايكه وى باتفاق 27 هزار سپاهيانش در مقابل بيش از دويست هزار سربازان حرفهاى « سلطان سليم يالقوز » ابراز داشت او را در عداد بزرگترين سرداران نظامى دنيا درآورد و روش جنگىاى كه وى در حمله بتوپهاى دشمن به كار برد سالها و بلكه قرنها در بزرگترين دانشگاههاى نظامى دنيا جزو برجستهترين تاكتيكهاى جنگى تدريس گرديد . « 2 » جنگهاى او با ازبكان نيز نزد مورخان شايان تمجيد است و شاه اسماعيل را به حق سزاوار لقب كبير مينمايد .
پيروزيهاى شاه اسماعيل ما را بيك واقعيت ديگر راهنمائى مىكند كه تأسفا همواره براى مردم ايران مجهول مانده و حتى بيشتر ارباب فضل و دانش نيز از آن غفلت داشتهاند و آن شجاعت و دلاورى صوفيان ايران بوده است .
تصويرى كه بيشتر ايرانيان ، بخصوص نسل معاصر ما ، از صوفى و عارف در ذهن خود دارند آنانرا افرادى درمانده و بدبختى مجسم ميسازند كه با موهاى آشفته و لباسهاى ژوليده و وارفته ، بمانند « هيپى » هاى قرن طلائى كنونى ، خود را از اجتماع بكنارى كشيده و در خلوتسراى بىمبالاتى از طريق گدائى و استرحام بتن - پرورى اشتغال داشتند و تنبلى و دريوزگى صفات مميزهء آنها بود . حال آنكه سربازان دلير و بىباكى كه در عهد سلاطين بزرگ صفوى بخصوص در عهد شاه اسماعيل اول استقلال از دست رفتهء اين كشور را باز گرفته ايران بعد از اسلام را بواقع موجوديت بخشيدند صوفيانى بودند كه با شهامت و دليرى بىنظيرى خون خود را نثار كردند و متجاوزين و گردنكشان را بر جاى خود نشانيدند . شاردن در سياحتنامهء خود مينويسد « عبارت ذيل در بيشتر سفرنامهء سياحان و نيسى ديده ميشد كه ( صوفيان مثل شير نبرد مىكنند ) » .
هامش
( 1 ) - سياحتنامهء شاردن . ترجمهء محمد عباسى . جلد 2 . تهران . 1335 .
( 2 ) - شاه جنگ ايرانيان . ترجمهء منصورى . تهران . از انتشارات خواندنيها .