تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤

جانشينان شاه اسماعيل

شاه اسماعيل در سال 930 هجرى در نزديكيهاى سراب بيمار گرديد و در آن منطقه بدرود زندگى گفت « 1 » . جنازه‌اش را به اردبيل منتقل كردند و در كنار قبر شيخ صفى الدين به خاك سپردند او چهار پسر و دو دختر داشت . بزرگترين پسر وى طهماسب ميرزا بود كه بعد از پدر در يازده سالگى در تبريز بسلطنت نشست و در سال 962 هجرى قزوين را بپايتختى برگزيد . وى 53 سال و نيم پادشاهى كرد و در 15 ماه صفر 982 هجرى درگذشت . او مثل ديگر شاهان صفوى باردبيل علاقهء خاصى ابراز ميكرد و باحترام بقعهء جدش در تأمين رفاه و آسايش ساكنان اين ولايت توجه زيادى مبذول ميداشت . هم‌اكنون بر بدنهء ديوار خارجى رواق بقعهء شيخ صفى الدين فرمان او ، كه بر سنگ مرمر سفيدى نقر شده ، باقى است و در آن ، كه 30 / 1 متر طول و 15 / 1 متر عرض دارد ، چنين نوشته شده است : « بعد حمد اللّه و حسن توفيقه . چون بميامن توفيقات صدرنشين اولياء اللّه معروفه ( و ) بركات تأييدات صاحب تمكين اصفياء اللّه المعين ، به انوار مهر آثار غرهء غراى هدايت شعار ولايت دثار نواب اعلى عالى حضرت سلطان السلاطين بالارث و الاستحقاق ، ظل اللّه فى الافاق ، السلطان بن السلطان ابو المظفر السلطان شاه طهماسب الصفوى الحسينى بهادرخان ، خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه ، و ابّد اكرامه و احسانه ، لامع و هويداست و خطاير فيض مآثر عليهء علويه ، صفيه صفويه ، تالى مشاهد مقدسه و عتبات سدره مرتبه است همچنانكه در آن روضات منوره عمال از جرئت اظهار بدعت ممنوع شده حكم گشته كه جميع مجاوران و زائران و ساكنان از تكاليف غير مشروعه مصون بوده امر خير اثر و فرمان قضا قدر ، شرف صدور يافت كه در دار الارشاد اردبيل و ولايات همان قاعده حسنه را منظور داشته . . . ( دو يا سه كلمه از بين رفته است ) شلبافى محترقه و هيمه بازار و گوسفند بازار و برنج بازار و پيشكش تمغاوات و محترقه
هامش
( 1 ) - اين بيت براى ماده تاريخ مرگ او گفته شده است :از جهان رفت « ظل » شدش تاريخ * سايه تاريخ آفتاب شدهكلمهء « ظل » به حساب ابجد 930 مىشود .