و رسم الاحتساب طلبى از ساكنان و غير آنجا ننمايند ، تا بمصدوقهء و من دخله كان آمنا مشاهد عالميان و منظور جهانيان گردد ، و بعد از شرف توبهء نصوح و فتح ابواب نصرت و فتوح بنابر كمال توجه خاطر انور ، بترويج شرع مطهر ، و غايت اهتمام امر بمعروف و نهى منكر ، فرمان قضا جريان عزا صدار يافت كه در دار الارشاد مذكور و ولايات ، بدستوريكه در عساكر منصوره و ممالك محروسه شرابخانه و بنجخانه و معجونخانه بوره خانه و بيت اللطف و قمارخانه و قوالى و كبوتر بازى منع شده ، و مستوفيان كرام مال و خراجات آنها را از دفاتر اخراج نموده ، من بعد اطلاقى ننمايند و احدى بامرى از امور شرعيه مثل ريش تراشيدن و طنبور زدن و نرد باختن و بدعت تعزيت . . .
( چند كلمه محو شده ) واداشتن و خدمات امردان در حمامات و ارتكاب امور غير مشروعه اشتغال ننمايند و پيرامون نگردند ، فمن بدّله بعد ما سمعه فانّما اثمه على الذين يبدّلونه و خلافكننده از مردودين درگاه الهى و مطرودين بارگاه شاهى خواهد بود و در سلك اولئك عليهم لعنت اللّه و الملائكة و النّاس اجمعين منسلك خواهد گشت و از مرحمت نسبت بسكنهء آنجا باهتمام و افاضت و افادت شاهى خليفه . . . ( كلماتى محو شده ) امير معين الشريعة و الدين امير الاوحدى بظهور پيوست بتاريخ ذى الحجة الحرام سنهء 932 كتبه حسن » .
بدين ترتيب ملاحظه مىشود كه به نظر شاه طهماسب دار الارشاد اردبيل تالى مرتبهء مشاهد مقدسه بوده و سكنهء آن مورد لطف و مرحمت سلطان قرار داشته است .
علاقهء شاه عباس بزرگ باردبيل
اسماعيل دوم جانشين شاه طهماسب دو سال سلطنت كرد و بعد از او سلطان محمد معروف به خدا بنده بپادشاهى رسيد و 12 سال در اين مقام حكومت نمود . پايهء سلطنت اين پادشاه بر دوش فرزند بزرگش حمزه ميرزا بود ولى او در ذيحج سال 994 هجرى هنگاميكه درصدد مراجعت از گنجه به پايتخت ( قزوين ) بود در نزديكى آنشهر ( يعنى گنجه ) قربانى توطئهء خائنانهء جمعى از بزرگان قزلباش گرديد و بدست « خودى » نام دلاك خويش بقتل رسيد . جنازهء او را باردبيل آوردند و در مجاورت قبر جدش شيخ