را داخل غذاى او كردند فى الجمله استتارى بهم رسيد . « 1 »
شيخ صدر الدين در اواخر عمر عازم حج گرديد و در مراجعت از اين سفر علمى ( پرچم ) با خود همراه آورد كه در مدينه از طرف خدام مسجد النبى بوى اهدا گرديده بود . مؤلّف سلسلة النسب صفويه مينويسد كه « الحال در آستانهء صفويه آن علم به علم پيغمبر اشتهار دارد » .
بعضى از مورخان نوشتهاند كه خدام مسجد رسول ( ص ) در مدينه ، حضرت پيغمبر را در خواب ديدند كه بايشان فرمود آن علم را به اين سيد كه از اردبيل آمده تسليم كنند و آنها دستور پيغمبر را اجرا نمودند . « ماندلسلو » كه همراه سفراى خارجى در عهد سلطنت شاه صفى از اردبيل ديدن كرده در يادداشتهاى خود ، كه در سال 1679 ميلادى در پاريس چاپ شده ، نوشته است كه در موقع تقسيم غذا در بقعهء شيخ صفى - الدين « . . . فقيران را با صداى طبلى كه ميگفتند صدر الدين پسر شيخ صفى الدين از مدينه آورده است خبر ميكردند » « 2 » .
شيخ صدر الدين مدتى پس از مراجعت از حج عمر كرد و در سال 794 هجرى در اردبيل درگذشت و در كنار قبر پدرش شيخ صفى الدين مدفون گرديد . بناى اصلى بقعهء شيخ صفى الدين از آثار اوست و ما در مبحث مربوط بآثار تاريخى اردبيل بتفصيل از آن سخن گفتهايم .
خواجه على سياهپوش
بعد از صدر الدين فرزندش خواجه على معروف به سياهپوش صاحب سجاده گرديد و ارشاد مريدان به دو محول شد . خواجه على مرد دانشمند و بافضيلتى بود و واقعهء ملاقات امير تيمور گوركان را در اردبيل با او ميتوان بتعبيرى ، سنگ اول بناى سلطنت صفويان دانست زيرا در اين ملاقات بود كه شيخ وسيلهء آزادى سران هفت طايفهء بزرگ گرديد . طوايفى كه بعدها بنام قزلباش در ايران صاحب قدرت گشتند و در تأسيس سلسلهء صفويه مؤثر شدند .
هامش
( 1 ) - نقل از مقالات صفوة الصفا . تأليف ابن بزاز . ناشر احمد تبريزى . چاپ سنگى
( 2 ) - نقل از كتاب « زندگانى شاه عباس اول : تأليف نصر إله فلسفى .