تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
طبيعى است كه در اين ميان نابسامانيهائى در اردبيل و آذربايجان پيش آمد و بىنظمىهائى در مركز حكومت سالاريان پيدا شد . گرچه پس از وصول خبر قتل جستان و ناصر ، ابراهيم بن مرزبان در اردبيل بحكومت نشست ولى تحريكات وهسودان موجب تزلزل اركان اين حكومت گرديد تا آنجا كه وهسودان در ديلمان سپاه گرانى گرد آورد و « شرمزان » نامى را با اين عده روانهء اردبيل نمود . ابراهيم چندين‌بار با او جنگ كرد ولى عاقبت از او شكست خورد و به سمت رى نزد ركن الدوله گريخت . سپاهيان شرمزان او را تعقيب كردند و كليهء كسان او را كشتند . ابن مسكويه مينويسد كه ابراهيم تنها با اسب و تازيانهء خود به رى رسيد و مورد تكريم ركن الدوله قرار گرفت زيرا خواهر وى همسر ركن الدوله و « ابو العباس » پسر ركن الدوله از همين مادر به دنيا آمده بود . ركن الدوله سپاه بزرگى همراه استاد رئيس « ابن عميد » بكمك او بآذربايجان فرستاد و بار ديگر او را در اردبيل بر سرير حكومت جلوس داد اما ابراهيم داراى آن قدرت و توانائى نبود كه بتواند از اين حكومت بهره‌مند گردد . ابن مسكويه مينويسد وقتى ابن عميد آبادى و استعداد اردبيل و آذربايجان را ديد و مقدار بسيار كم ماليات و عايدات آنجا را ، كه كمتر از دوهزار هزار درهم بود ، در نظر آورد شرحى به ركن الدوله نوشت كه اگر آذربايجان را به دو بسپارد سالانه پنجاه هزار هزار درهم به ركن الدوله خواهد پرداخت و به ميزان برداشت ابراهيم نيز بوى كمك خواهد نمود تا در جائى آسوده بنشيند و با زنان و مسخرگان روزگار بگذراند . ركن الدوله اين خواهش را نپذيرفت و نوشت كه در آنصورت خواهند گفت او در سرزمين پناهندهء خود طمع بست و دستور داد كه ابن عميد به رى بازگردد .

سلسلهء رواديان و جنگ امير وهسودان روادى با سپهبد موغان

در ايامى كه آفتاب سعادت سالاريان در اردبيل غروب ميكرد و دوران حكومت فرزندان مرزبان بپايان ميرسيد خاندان ديگرى در آذربايجان قدرت مييافت كه در تاريخ بنام « رواديان » مشهورند . حكام اين خاندان تبريز را مقر فرمانروائى خود