جدا نميگرديد ، چون از دستگيرى وى آگاه شده درصدد عكسالعمل برآمد ولى بقول محسنى از سرنوشت او و دو تن ديگر از ياران حاج بابا خان كه با وى آمده بودند خبرى بدست نيآمد .
اما قول شايع دربارهء دستگيرى حاج بابا خان چنان است كه امير السلطنه در اطاق خود ، كه جمعى از سران فولادلو نيز حضور داشتند ، وقتى با حاج بابا خان صحبت مينمود سخن از اسلحه و هفتتير بميان آورد و با تعريف از هفتتير حاج بابا خان ، براى ملاحظهء علامت كارخانهء آن اظهار علاقه كرد . حاج بابا خان آن را درآورده براى تماشا بوى داد و در اين لحظه با اشارهء حاكم كسانى ، كه از پيش در اطاق مجاور گماشته شده بودند ، غفلتا وارد شدند و دستهاى او را بسته بمحبس بردند و چون آبى يگانه همراه او ، در حياط دست باسلحه برد او را نيز از بالاخانه تيرباران كردند .
آنچه از هردو روايت استنباط مىشود آنست كه حاج بابا خان بعد از ظهر روز هفتم شعبان 1340 قمرى كه 15 روز از عيد نوروز ميگذشت ، با نيرنگ و دسيسهء امير السلطنه و امير فيروز فولادلو در نارين قلعه دستگير و زندانى گرديد . اما ابهامى كه در واقعهء دستگيرى و قتل حاج بابا خان براى ما باقى ماند شهرت حاكم به « قوام الاياله » است . چه در تمام مآخذ كتبى و نيز اظهارات سالخوردگان مطلع ، نام حكمران آن روز امير السلطنه ذكر شده ولى يكى دو نفر از كسانى كه نگارنده در اينباره با آنها مصاحبه كرده است او را « قوام الاياله » گفتهاند و در تأييد نظر خود تصنيفى را كه نوازندگان آن روز ميخواندهاند شاهد آوردهاند . گويا آن تصنيف خطاب بحاج بابا خان سروده شده و يك بيت آن چنين بوده است :
« قوام سنى آل ايلهدى * قلعه ده قوناق ايلهدى »
ممكن است كه امير السلطنه لقب ديگرى بدين عنوان نيز داشته است .
چگونگى قتل حاج بابا خان
بارى غروب همانروز خبر دستگيرى حاج بابا خان در شهر شايع گشت و طرفداران او ، بويژه مجاهدان را بتكاپو انداخت .
اينان از همهجا جمع شده سلاح در دست گرفتند تا بقلعه هجوم