تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
خود بسيار سخت و طاقت‌فرسا بود و اگر عباس‌زاده به يارى او برنميخاست و اجلال تدبير نميكرد آثار عمل اسد اللّه خان هستى او را نيز بر باد ميداد . واهب‌زاده تا عمر داشت از نتايج شوم اتهام اسد اللّه خان مصون نماند و هرگاه‌وبيگاهى كه منافع مستبدين و مخالفان وى بخطر ميافتاد بالشويك بودن او زنده ميگشت .

عزادارى در قلعه و آزادى زندانيان

گفتيم كه جمعى از اعضاى فرقهء دموكرات و سوسيال ، بجرم بالشويكى دستگير و در قلعه زندانى گشتند . در آن ايام رسم بود كه روز هفتم محرم عزاداران باحترام حاكم بقلعه ميرفتند و در مسجد قلعه عزادارى مينمودند و در موقع مراجعت عفو زندانيانى را تقاضا ميكردند . چون آن روز فرارسيد عزاداران محلهء پير عبد الملك بقلعه رفتند و پس از عزادارى از اجلال آزادى آنان را خواستار شدند . اجلال نيز آن را پذيرفت و زندانيها را بريش‌سفيدان آنها تحويل داد و عزاداران ، آنان را با خود برداشته به مسجد آوردند . اين خبر بآقا ميرزا على اكبر رسيد و موجب هيجان وى شد . كسى نزد ريش سفيدان پير عبد الملك فرستاد و استرداد آزادشدگان را خواست . ولى اينان قبول نكردند و با خواهش و تمنى عذر خواستند و چون اصرار فرستاده را بيشتر ديدند تندى كرده ابراز مقاومت نمودند . آقا از اين جواب برآشفت و نجفقليخان آراللو را فرستاد تا آنها را كشيده نزد وى بياورد . او به مسجد پير عبد الملك آمد و چون ايستادگى و مقاومت مردم را احساس كرد با حيثيت عشايرى خود قول داد كه آنها را سالم باز گرداند . حاج شعبانعلى و برخى ديگر از آزادشدگان قبول كردند و همگى به راه افتاده به مسجد آقا ميرزا على اكبر رفتند . هنگام ورود آنها مسجد پر از مؤمنين بود و آقا در بالاى منبر وعظ ميكرد . چون آنها وارد مسجد شدند كسانى از حاضرين درصدد توهين و آزار برآمدند ولى نجفقليخان دست باسلحه برده تهديد كرد كه اگر كسى به آنها دست بزند بلادرنگ كشته خواهد شد . بدينطريق آنها از آزار و اذيت مصون ماندند و سرانجام روز عاشورا عفو شده سلامت بخانه‌هاى خود بازگشتند . مخالفان چون در اين واقعه ناكام شدند درصدد تضييقات جديدى نسبت به آنان
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 394 | بابا صفرى