جنازهء كشتهشدگان مدتى بر زمين ماند و عاقبت بصلاحديد مرحوم حاج ميرزا - يوسف مجتهد ، كه از فرزندان حاج ميرزا محسن و از مردان پاكطينت و بزرگوار و مورد احترام طبقات مختلف شهر بود ، ترتيب دفن آنها داده شد و شادروان شيخ العلماء - صدوقى ، از روحانيان روشندل و كارآمد اردبيل ، كه درعينحال جزو منتظرين ظهور امام بشمار ميآمد ، با عدهاى عمله براى كفن و دفن آنها رفت و چون كندن قبر جداگانه براى هريك از آنها ميسر نبود گودالى در كنار جاده حفر كرد و اجساد را كنار هم گذارده مدفون ساخت .
سلاحى كه بدست آراللوها و ديگران افتاد بلاى ديگرى براى مردم گشت و امنيت را ، بويژه در خارج شهر بخطر انداخت و حمل و نقل مسافر و مال التجاره را بين اردبيل و شهرهاى اطراف با مشكلات ديگرى مواجه گردانيد .
كشمكشهاى جديد در اردبيل
در اين ايام وثوق الدوله نخستوزير ايران بود و گويا با انگليسيها سروسرّى داشت . آزاديخواهان ايران عليه او دست بكوششهائى زدند و در هر نقطه كشور مخالفتهائى با وى آغاز نمودند . از جمله در تبريز شيخ محمد خيابانى قيام كرد و در سال 1338 قمرى آذربايجان را آزاديستان ناميد و به مخالفت با حكومت مركزى دست بكارهائى زد .
بولايات آذربايجان حكام جديدى تعيين شد و اجلال الملك طباطبائى هم بحكومت اردبيل منصوب گشت .
اجلال مرد مقتدرى نبود و با آنكه خود از آزاديخواهان بشمار ميآمد در اين مأموريت ، براى آنكه از قدرت بيشترى برخوردار گردد ، خود را زير حمايت آقا ميرزا على اكبر قرار داد و بقول بعضى آلت اجراى مقاصد نامساعد ميرزا موسى ، برادرزاده و داماد وى گرديد .
ميرزا موسى سابقا با آزادىخواهان آذربايجان بود و در مهاجرت سال 1330 آنانرا همراهى نمود و گويا خودش نيز مرد فاضل و بافهمى بود . در اين ايام او در جرگهء دموكراتها قرار داشت ولى دموكراتها عقيده داشتند كه او ، نه از روى ايمان