پيشبينى كرده از شهر خارج و محرمانه از طريق آستارا عازم تهران شده بود . امير - السلطنه پس از اطلاع از رفتن وى به حاكم آستارا تلگراف كرد تا او را دستگير و باز گرداند ولى تلگرام وقتى رسيد كه او از منطقهء آستارا بدر رفته بود .
محمد حسين سوسيال هم از جمله كسانى بود كه در آنموقع تحت تعقيب قرار گرفت و ما سابقهء او را با امير السلطنه و سخنرانىهاى او را در بازار ، قبلا گفتهايم . محمد حسين مرد بيسواد ولى بيباك بود . او كه از واقعهء بازار ببعد به « شيخ شيپور » معروف شده بود در عين سادگى حسنخلق داشت و با همه با محبت رفتار ميكرد .
شيخ شيپور شدن او هم داستانى دارد . در ايامى كه امير السلطنه از اردبيل گريخته و وكيل الرعايا نايب الحكومه بود روزى كسانى از آزادىخواهان در مطب شادروان نير الحكماء از راه شوخى به وى پيشنهاد كردند كه شيپورى بردارد و در بازار بدمد و در مقابل مردمى كه بصداى شيپور جمع ميشوند از مظالم دستگاه حاكمه سخن بگويد . او از سادگى آن را جدى گرفت و باتفاق رحيم نام شيپورچى ، كه او را « رحيم جينى » « 1 » ميگفتند و به خوبى شيپور مينواخت ، ببازار رفت و پس از جمع شدن مردميكه بصداى شيپور آمدند سخنان تندى عليه حاكم و رئيس ماليه گفت و از رفتار رئيس نظميه نيز نكوهش نمود .
گرچه بعد از چند روز كسان رئيس ماليه او را در بازار به سختى كتك زدند با اين حال امير السلطنه پس از مراجعت باردبيل از او دست برنداشت و بايذاء و آزارش پرداخت .
سوسيال مرد حادثهجوئى بود و در هر انقلاب و اتفاقى كه رخ ميداد خود را ذيمدخل نشان ميداد و در نتيجه بعد از هر واقعه و حادثه نخستين شخصى بود كه دستگير و توقيف ميشد و ايامى در زندان بسر ميبرد و سپس آزاد ميگشت . از اينرو نام او جزو اخبار اتفاقات اردبيل به تبريز و تهران مخابره ميگشت . و شيخ شيپور اردبيل در آن روز از انقلابيون نامى بشمار ميآمد . تا آنجا كه گويا در يكى از سفرهاى او بتهران ويرا نزد
هامش
( 1 ) - جينى كه ممكن است از كلمهء جن گرفته شده باشد مجازا بمعنى كوچك استعمال مىشود .