مينمايد كه توقف اين پيامآور باستان در آن كوه ، كمكم به صورت اقامت يك نبى و سرانجام زيارتگاه قبر او در آمده و بعد از قرنهاى متمادى مورد اعتقاد مردم قرار گرفته است .
مرحوم احمد تبريزى ( رئيس پيشين فرقهء ذهبيه ) ، كه نسخهاى از كتاب مقالات صفوة الصفا تأليف ابن بزاز اردبيلى را به خط خودش نوشته و در سال 1329 قمرى بچاپ رسانيده است ، در حاشيهء آن كتاب دربارهء سبلان توضيح داده است كه « سبلان كوهى است مرتفع در نزديكى اردبيل و آتشپرستان او را بنامى ناميدهاند كه معنى آن مكان شريف است . بعضى از مورخين گفتهاند كه فريدون وقتى كه تاج سلطنت ايران را به او عرضه داشتند در دامنه اين كوه بعبادت مشغول بود . گبرها در دامنهء كوه سبلان عبادت ميكردهاند » .
طبيعى است كه منظور نگارنده از آوردن اين مطالب اردبيلى نمودن زردشت - اگر اردبيلى نباشد - نيست بلكه توجه بمطالب تاريخ است تا ارباب دانش و آيندگان اين شهر را ببرسى و تحقيق بيشتر در آنباره دعوت نمايد و اين دلايل را در مآخذ تحقيقات و مطالعات آنان جاى دهد .
وجود قبر يك نبى در بالاى سبلان گويا مورد اشارهء پيامبر بزرگ اسلام ( ص ) نيز قرار گرفته و حمد اللّه مستوفى در نزهة القلوب آورده است كه « در عجائب المخلوقات از رسول عليه السلام مروى است كسى كه بخواند
« فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِيًّا وَ حِينَ تُظْهِرُونَ . يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ »
« 1 » بعدد آنچه بخواند بنويسد خداى براى او حسنات ، به مقدار برفى كه بر كوه سبلان بريزد .
گفتند يا رسول اللّه سبلان چيست ؟ فرمود كوهى است بين ارمينيه و آذربايجان ، بر آن چشمهاى است از چشمههاى بهشت و در آن قبرى است از قبور انبياء » .
هامش
( 1 ) - آيات 17 و 18 و 19 از سورهء مباركهء روم در قرآن كريم .