مشهدى حسن داشت كه او نيز از پيشروان آزادى در اردبيل بود و بقول سالخوردگان در اوايل نهضت مشروطيت و دوران استبداد صغير خدمات گرانبهائى بدين آئين پسنديده نمود و پيش عام و خاص مقبوليت و احترام زيادى داشت . وى در اواخر عمر بسلك اهل عرفان درآمده بود .
قتل عظيم مجاهد
با قتل آخوندزاده وحشت شديدى بر عموم اهالى شهر مستولى گرديد و با ورود محسن خان داشكسنلى ( سردار فاتح ) ، كه بعنوان فراشباشى انتخاب شده بود ، اضطراب و نگرانيها افزايش يافت . بازاريان كمكم شروع بنقل اجناس خود به جاهاى مطمئنى كردند . كسبوكار تعطيل شد و بلاتكليفى خاصى بهمهء شهر سايه افكند . خبرهاى اندوهبار اعصاب مردم را به كلى تحت فشار قرار داد بخصوص وقتى كه خبر رسيد غروب همانروز ، يعنى روز شهادت آخوندزاده ، عظيم مجاهد را نيز دستگير و شب در محبس خفه كردهاند ، تأثير عميقى در دلها پديد آمد .
داستان قتل عظيم مجاهد نيز شنيدنى است . او را كه از مجاهدان و آزاديخواهان اين شهر بود پس از آنكه بدست سربازان روس گرفتار شد بقلعه آوردند . مجلل براى آنكه رعبووحشت بيشترى ايجاد كند دستور داد او را بدهانهء توپ بگذارند ولى كنسول روس چون اين كار را با حضور قشون آندولت در اردبيل ، از لحاظ بينالمللى مصلحت ندانست با آن مخالفت نمود و آن مرد بيچاره شبانه در محبس بدست دژخيمان خفه گرديد . روانش شاد باد كه در راه آزادى بشهادت رسيد .
شكست مجدد محمد على ميرزا در ايران
داستان شكست مجدد محمد على ميرزا را خوانندگان دانشمند در كتابهاى تاريخ عمومى ايران ملاحظه كردهاند . ذكر اجمالى ما در اينجا فقط براى يادآورى است تا توجه آنان بمطالب اين مجموعه بنحو مطلوب معطوف شود و نيز ترتيب منطقى نوشتههاى ما محفوظ گردد .
محمد على ميرزا ، كه گفتيم بنام خليل بغدادى و بعنوان بازرگان عراقى ، در ساحل غربى درياى خزر با بارهاى خود سوار كشتى روسى شده بود ، روز دوشنبه بيستم