تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
و از مردان بافراست و كياست بود بنمايندگى انجمن برگزيده شد و براى مذاكره نزد آنها رفت . آخوندزاده پيشنهادها را بنفع مشروطيت ديد و باتفاق آن دو نمايندهء آزادگان خلخال ، به شهر بازگشت و با منطق قاطع و استدلال صحيحى كه داشت انجمن را با خواست رشيد الممالك موافق گردانيد و باتفاق آنها بتلگرافخانه درآمده سه روز متوالى با تهران بگفتگو پرداخت و آنقدر پافشارى كرد تا سرانجام امير عشاير آزاد گشت و بتلگرافخانه آمده با اينها مخابرهء حضورى كرد . اما در اين موقع واقعهء ديگرى رخ داد و همهء اين رشته‌ها را پنبه نمود و آن اينكه آن روزها كنسول روسيه در آستارا بود و امور كنسولگرى را « ويس كنسول » اداره ميكرد . او از جريان مراجعت محمد عليميرزا بايران آگاهى داشت و تعليماتى را كه در اينمورد از پطروگراد ميگرفت بمرحلهء اجرا درميآورد . كسروى در اينباره مينويسد « در اردبيل ويس قنسول روس تاجرباشى خودشانرا نزد حكمران و رئيس شهربانى آنجا فرستاد و پيام داد محمد على ميرزا با دوازده هزار تن سپاهى و بيست مليون تومان پول تا نزديكى تهران رسيده و از گناه همگى گذشته و شهر را بسپهدار سپرده و براى او ( يعنى ويس كنسول ) نيز از تهران دستور آمده كه بنگهدارى و آرامش اردبيل بپردازد و نگذارد در آنجا آشوب روى دهد . دروغ به اين آشكارى را پيام فرستاد و مردم را بيم داد » . در اينموقع اردبيل حاكم نداشت و مرحوم جعفر قليخان صاحب جمع بعنوان رئيس نظميه كارها را رسيدگى ميكرد . و با آنكه خود از آزاديخواهان بود به خواهش وى انتخاب و اعزام فورى يكنفر حكمران كاردان و مدبر جزو خواستهاى اعضاى انجمن ، كه براى آزادى امير عشاير در تلگرافخانه بودند ، قرار گرفت . قضا را در اينموقع كنسول با عجله خود را از آستارا باردبيل رسانيد و چون از ميانجيگرى اعضاى انجمن براى آزادى امير عشاير اطلاع يافت و از قرارداد آنها با رشيد الممالك ، در مورد دستگيرى مجلل آگاه شد ، فورى مجلل را از جريان آگاه ساخت و او را به شهر فراخواند
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 320 | بابا صفرى