تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
مشروطه هيچگونه همراهى نمىنمود و چنان كه گفتيم بيانيه‌هاى مليون و آزاديخواهان ايران نيز كه براى تقبيح اعمال روسيان بانجمن ولايتى ميرسيد زير تشك ميماند ولى هيچيك از اينها مانع فعاليتهاى آزاديخواهان اين ولايت نمىشد و مشروطه‌خواهان اردبيل را از تلاش براى آزادى بازنميداشت . آنها نسخى از اعلاميه‌ها را بدست آورده مردم را از مفاد آن آگاه ميساختند و سكنهء ولايت را باجراى مفاد آنها تشويق مينمودند چنان كه اعلاميهء فوق الذكر مليون ، از اين طريق به اطلاع اهالى شهر رسيد و چون در آخر آن چنين نوشته شده بود كه « شش سال بود عزاى مذهبى داشتيم عيد را نگرفتيم « 1 » امسال عزاى ملى داريم . دلهاى ما مكدر و مغموم است . ديدگان ما گريان و محزون است . امسال عيد نوروز را نخواهيم گرفت . . . مصارف جشن را صرف قوهء نظام نمائيم . . . » از اينرو اهالى اردبيل نيز از خواست آنان پيروى كردند و از برگزارى مراسم عيد خوددارى نمودند ، بخصوص كه هست و نيست خود را نيز در جريان غارت شهر از دست داده بودند . حكومت اردبيل به ظاهر مشروطه بود و آزاديخواهان بآزادى رفت‌وآمد داشتند ولى رشيد الملك كه از كوششهاى آنها احساس ناراحتى مينمود بدنبال دستاويزى ميگشت تا محدوديتى بر آنها فراهم سازد و زهرچشمى از آنان بگيرد . قضا را بهانه‌ايكه وى بدنبال آن بود خودبخود پيش آمد و آن چنين بود كه ميرزا حيدر خان نام ، مرد موقر و مورد احترامى ، رئيس پست اردبيل بود و بدون آنكه تظاهرى كند در خفا با مشروطه‌خواهان ارتباط داشت . مرحوم محسنى مينويسد كه او روزى محرمانه به آزاديخواهان خبر داد كه يك پاكت با مهر آيت اللّه آخوند ملا محمد كاظم خراسانى از نجف اشرف رسيده و بگيرندهء آن آقا ميرزا عبد اللّه مجتهد تحويل داده شده است احساس مىشود كه حاوى مطلب مهمى باشد .
هامش
( 1 ) - نوروز در آن شش سال با ماه‌هاى محرم و صفر مصادف بود و لذا ايرانيان باحترام شهادت حسين بن على ( ع ) تجديد سال را جشن نمىگرفتند .