خود از تعدّى بر مردم كوتاهى نكردند و عرصه را بر آزاديخواهان تنگتر ساختند .
محسنى مينويسد اتباع روس كه ساكن اردبيل بودند ، در گذشته با مردم اين شهر همزيستى مسالمتآميزى داشتند و اكنون كه وضع دگرگونه گشته برخى از آنان بايذاء و آزار مردم پرداختند . كار به جائى رسيد كه حتى زنان كارگرى از تبعهء آندولت كه در خانهها براى مردم نان مىپختند خودسر شده از هرگونه آزارى نسبت به اهالى فروگذار نگشتند . رشيد الملك هم به پشت گرمى مخبر السلطنه آلت دست روسها گرديد .
طبيعى است كه تحمل اين وضع براى مليون سخت ناگوار بود و آنها را بتكاپو و تلاشهاى بيشترى واميداشت ليكن شرايط چنان نبود كه آنان بآرزوى خود در اخراج بيگانگان توفيق يابند و طرفداران آنها را سركوب نمايند و كعبهء آمال خود يعنى ايران عزيز را از وجود آنها پاك سازند .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 306
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٠٦