معروف شد . او با آنكه ، بخصوص در اواخر عمر ، از ضعف بنيه و بيمارى رنج ميبرد بااينحال از مشروطيت حمايت مينمود ، و چون از ورود روسها بايران و رفتار نامطلوب آنها در ولايات ناراحت بود با تمام قوى براى رفع تجاوز كوشش مينمود ، و چنان كه ميدانيم در آخرين روزهاى حيات خود مقدمات يك مهاجرت تاريخى را فراهم مينمود ولى افسوس كه روز حركت دلدرد شديدى يافت و درگذشت ، و با كوششهائى كه در راه برقرارى مشروطيت ، چه در دوران نهضت و چه در دورهء استبداد صغير ، كرد در تاريخ مشروطيت ايران نام نيكى باقى گذاشت .
برخوردهاى تند در انجمن ولايتى
بارى دستخط مزبور در جلسهء انجمن قرائت گرديد و موجب برخوردهائى بين اعضاء و آزادىخواهان شد و ما اينك نوشتهء مرحوم محسنى را ، كه بنا بگفتههايش خود نيز در آن مجلس حضور داشت ، عينا ميآوريم :
« پس از قرائت احكام حضرت آيت اللّه آقاى آقا شيخ كاظم خراسانى مدظله در مجلس سكوت حكمفرما گرديد و قريب نيمساعت اعضاى انجمن در مضامين آمرانهء دستخط صادره و ازدياد نفوذ روسها ببحر تفكر غوطهور ، و بهت مجلس را فراگرفته .
آقاى نايب الصدر مشغول ناخنگيرى شده ، آقا ميرزا بيوك آقا وهابزاده گفت آقاى نايب الصدر ، آنهائيكه اينجا نشستهاند رعيت يكّهلو ( يكلو قريه است ملك نايب الصدر ) نيست كه شما با اين بىاعتنائى مشغول ناخنگيرى هستيد . جواب دهيد تكليف معين كنيد . در جواب گفت بايد بمراكز عاليه مراجعه درخواست تكليف نمايم . آقا ميرزا بيوك آقا گفت اساس مركز اسلامى امروز همان صاحب حكم و حافظ بيضهء اسلام همان است كه امر فرموده بايد اجرا شود . . . » .
ما از آوردن باقى نوشتهها خوددارى ميكنيم زيرا گفتگوها به جاهاى باريكى كشيده و كسانى مثل شادروان حاج شعبانعلى و ديگران كه سلاح كمرى داشتهاند دست بتهديد و كارهاى تندى زدهاند . سرانجام رشيد الملك از جريان خبر يافته دستاويزى را كه گفتيم درصدد آن بود ، تا زهرچشمى از آزاديخواهان بگيرد ، بدست آورد .