اكبر خان عظيمزاده » خوانده ميشد و ما اينك داستان دلاورى و شهادت او را در راه مشروطيت ايران براى آگاهى همشهريانش ميآوريم .
عظيمزاده دلاور پاكباز اردبيل در زنجان
ما از سوابق زندگى او اطلاع كامل نداريم . در نتيجهء اشاراتى كه بعضى از سالخوردگان بواقعهء شهادت او در زنجان ميكردند بجستجو پرداختيم و مقالهاى بقلم نويسندهاى از اهالى زنجان در روزنامهء ايراننو بسال 1327 قمرى يافتيم كه در آن عظيمزاده را « جوان معروف در فضل و هنر و جسارت ، مجاهد حقيقى ، قربانى كوى وفاى مشروطيت ، پروانهء شمع جهادت و شهادت ، شهيد راه ملت . . . » معرفى كرده و از فداكاريها و جانبازيهاى وى مطالب مفصلى گفته است .
على اكبر خان فرزند كربلاى عظيم بود و در اردبيل چشم به دنيا گشود و هم در آنجا رشد و تربيت يافت . هنگام جوانيش كه مصادف با نخستين روزهاى ظهور افكار آزادى در اين ولايت بود او بدان آئين مطلوب گرويد و براى بسط و توسعهء روزافزون آن مرام ، تلاش و كوشش نمود . كسانش از زندگى وى فقط اين داستان را بخاطر دارند ، كه شبها در بالاخانهء مخصوص خويش پردهء سياهى بر پنجرهها ميكشيد و در نور شمعى كه روشن ميكرد جمعى از جوانان محله را بدور خود گرد ميآورد و از آزادى و مشروطيت سخن ميگفت . از اهل خانه فقط خواهرش در اطاق ديگر ، در كنار سماورى مىنشست و گاهوبيگاه به آنان يك استكان چائى ميداد و چنين مىپنداشت كه آنان براى درس خواندن و تحصيل قرآن در آن اطاق گرد ميآيند .
در ايام حكومت امير معزز گروسى در اردبيل بود كه چون عرصه بر آزاديخواهان اين ولايت تنگ شد او نيز مثل برخى ديگر بقفقاز و آنگاه بگيلان رفت و در كميتهء مشروطه - خواهان رشت ، كه نام كميتهء ستار به خود گرفته بود ، دست بفعاليتهاى مهمى زد . هنگاميكه لزوم تصرف قزوين پيش آمد عظيمزاده جزو سردستگان و در مقدم جبههء عمليات قرار گرفت و در اين كار مهم سهم بس عظيمى عهدهدار گرديد . از سالخوردگان اردبيل كسانى كه او را ديدهاند با عبارت « يكپارچه نيرو ، دلاورى و جوانمردى » ويرا تعريف ميكنند و درعينحال