تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
تمامى بازار و خانه‌ها غارت و مخروبه شده در حالت خرابى باقى است . آه و زارى ما بيچارگان تمامى كرهء ارض را گرفته چرا بسمع امناى ملت و اولياى دولت نميرسد . هرگاه رسيده پس اقداماتى در خصوص ما خانه خراب‌شدگان نميفرمائيد . ما كه خود را از مذهب اسلام خارج نميدانيم بر فرض اگر كافر هم بوده باشيم حضرتعالى ملاحظهء نوعيت را بفرمائيد كه تا حال ارواح شهدا و مقتولين ما منتظر انتقام ، و چشم زنهاى بىشوهر و اطفال بىپدر اشكبار ، كه كى آستين مرحمت امناى دولت و ملت سرشك از رخسارشان پاك خواهد كرد ؟ و اينهمه خانه خرابيهاى ما بيچارگان و عدم اقدامات آنحضرات عالى از چيست ؟ طوايف اشرار در اينمدت دو ماه اقداماتى در حق خودشان نديده دوباره مراجعت نموده در دهات و اطراف شهر مشغول اخذ ماليات و قتل و غارت بوده ، اگر چنانچه مثل سابق اقدامات فعلى و جلوگيرى و سلب اسلحه اشرار نبوده و به حال خود باشند آنوقت بىباكانه وارد شهر شده ، مال كه نمانده ، در اين صورت جان و عرض و ناموس در معرض تلف خواهد شد . اگر منتظر تلگرافات يوميه باشيد چيزى براى ما باقى نگذاشته‌اند . به خدا قسم وجه اين تلگراف يكشاهى دو شاهى از منهوبين جمع شده . برضاى خدا عاجلا علاجى بفرمائيد . عموم تجار و كسبهء اردبيل » . سرانجام از طرف دولت مركزى يپرم خان ارمنى ، كه از مجاهدان بنام بود « 1 » ، باتفاق جعفر قليخان سردار بهادر ، در رأس يك اردوى چهارصد نفرى ، كه سيصد تن آنها سواران بختيارى و يكصد تن ديگر از مجاهدان بودند با دو توپ « شيندر » و دو توپ « ماكزيم » مأمور سركوبى عشاير شدند . اينها نخست در زنجان بدفع واقعه ملا باقربانعلى پرداختند . ملا قربانعلى روحانى پيرى بود كه مثل مرحوم آقا ميرزا على اكبر اردبيل ، بنام اسلام و مشروعيت ، با مشروطيت مخالفت مينمود و اين واقعه موجب قتل گروهى از آزاديخواهان گرديد . يكى از اين آزاديخواهان جوان برومندى از اردبيل بود كه بنام « ميرزا على
هامش
( 1 ) - بعضى او را جزو فراماسيون ميدانند .