تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
آنها پرداخت . اين داستان در زمانى رخ داد كه گفتيم رحيمخان از ترس كنسول روس به كلى از شهر روى برگردانده رفت و شاهسونان غارتگر نيز هريك در يورتهاى خود مشغول تقسيم غنائم چپاول اردبيل بودند . اين تنها ما نيستيم كه بعد از نيمقرن در اينباره در شگفتيم ، بلكه در آن ايام بيگانگان هم از اين اقدام تعجب ميكردند ، چنان كه روزنامه « صدا » ، كه به زبان تركى در باكو منتشر ميشد نوشت « اردوئى كه براى مجازات اشقياء فرستاده شده بود امروز از طرف حكومت مركزى محكوم ببازگشت شده و بآستارا وارد شدند . به نظر ما اين خبر هم خيلى غريب و هم خيلى اسف‌انگيز است . اين دسته قشون كه ده روز بيش نمانده ، و در صورتى كه ده روز بيشتر طى راه نموده و بدينجا رسيده اكنون بكجا برميگردد ؟ اين قشون در اردبيل چه كارى ديد كه اكنون باز خوانده مىشود ؟ اگر مقصود خود نماياندن است كه نفرستاده رحيمخان و محمد قليخان هم ميدانستند كه در تهران قشون هست . اگر در اين خيال بودند كه شاهسون را از اردبيل برانند ايشان نيامده شاهسون‌ها اردبيل را تخليه نمود . منظور از آمدن قشون همانا آن جزاى شاهسونها بود كه اردبيل را خونين نموده بودند . آيا اين مجازات شد ؟ رحيمخان ، محمد قليخان و ساير اشقياء گرفتار آمده مكافات شدند ؟ پس از بازگشت اين قشون آيا اردبيل و صفحهء آن از شر دزدان و چپاولچيان آسوده ميماند ؟ راستى آنكه چون از اين اقدام حكومت تازهء ايران چيزى نمىفهميم ناچار دروغ محض مىپنداريم . هيچ نميشود اين تصور را نمود كه خائنانى را ، كه شهر بزرگى را تارومار كرده‌اند ، بقاى دولت را هر دقيقه با وجود قوى تهديد ميكنند ، و پوزهء ارتجاعيون را به خاك نماليده اين قشون بازگردد و اشقيا را تنبيه ننموده معاودت نمايد . به گمان ما اين خبر سهو تلگرافى است و هيچ همچه چيزى نبوده است « 1 » » . غافل از آنكه واقعيت داشته و سهو و خطائى از تلگرافچى سر نزده است . شگفت آنكه سفارت ايران در روسيه نيز از دولت ايران تنبيه اين اشرار را تقاضا مينمود تا بهانه‌اى
هامش
( 1 ) - نقل از روزنامهء ايران‌نو . شماره 88 . مورخ 29 ذيقعده 1327 قمرى .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 290 | بابا صفرى