تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
على اكبر بدانجا بازگشت . سردار ملى روزها بقلعه ميرفت و با وى بكارها رسيدگى ميكرد . قبل از ورود او ناايمنىهائى در اطراف شهر ديده ميشد و شاهسونها ، بخصوص قوجه‌بيگلوها ، بتحريك مستبدان ، و با استفاده از اختلافاتيكه بين مجاهدان اردبيلى و قفقازى بود ، بتاخت‌وتازهائى دست ميزدند . ميرزا محمد حسين‌زاده ، كه گفتيم پس از قتل آقايان در قلعه با مجاهدان اردبيل اختلاف پيدا كرده بوساطت آقا مير طاهر سازش نموده بود ، بوسيلهء مجاهدان محلى و قفقازى اردوئى ترتيب داده براى سركوبى قوجه‌بيگلوها از شهر خارج و در قريهء كلخوران ، به قصد عزيمت به طرف مشگين ، مستقر شده بود . حركت اين اردو از شهر ، كه دو عراده هم توپ داشت ، با شور و هيجانى در اواخر شعبان ، يعنى مقارن با جلوس احمد شاه بتخت سلطنت ايران ( 27 شعبان 1327 قمرى ) و آخرين روزهاى اقامت ستار خان در سراب صورت گرفت ولى چون خبر ورود ستار خان بدانها رسيد اردو در كلخوران متوقف شد و منتظر ورود او گرديد .

بهم زدن اردوى مجاهدان اردبيل

چنان كه گفته‌ايم ساكنان اردبيل از رفتار خشونت‌آميز مجاهدان قفقازى ناراضى بودند ولى چون از تعديات قوجه - بيگلوها و نيز شايعات حملهء عشاير به شهر ، نگرانى داشتند از اقدام آنها در تهيه و حركت اين اردو پشتيبانى كردند . ولى ستار خان اولين كارى كه پس از ورود باردبيل انجام داد انحلال اين اردو و دستگيرى سران آنها بود . علت اتخاذ اين تصميم شكايت‌هاى قبلى مردم و دستور مخبر السلطنه بود . اردبيليان دائما از تجاوزات و بدرفتاريهاى ميرزا محمد و يارانش بتهران و تبريز شكايتها كرده دفع شر آنها را خواستار بودند . بدينجهة وقتى كه مخبر السلطنه ، سفارشهائى در زمينهء كارهاى اردبيل بستار خان مينمود رسيدگى به وضع حسين‌زاده و مجاهدان قفقاز را نيز توصيه كرد . ايندسته از مجاهدان خود را همه كارهء اردبيل ميدانستند و علاوه‌بر آزار مردم ، مقامات را نيز از خود رنجه ميساختند چنان كه با حكمران قانونى دولت مشروطه همچنين كردند و او را از قلعه بيرون نموده خود در آنجا نشيمن نمودند . روزنامهء ايران نو