تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
اين داستان را چنين آورده است كه اختلاف مجاهدان محلى با اينان شدت يافت و در برخوردى كه در 16 شعبان 1327 قمرى بين مجاهدان اردبيل و كسان ميرزا محمد اتفاق افتاد يكى از افراد ميرزا محمد زخمى شد و بيم جنگ داخلى بين دو دسته از مجاهدان مردم را انديشناك گردانيد . حكمران كه هنوز 12 روز از ورودش باردبيل نميگذشت از اين پيشامد نگران گشت و انجمن ولايتى را براى بررسى اوضاع دعوت بتشكيل جلسه نمود . پس از بحث و گفتگوى زياد قرار شد همهء مجاهدان خلع سلاح شوند تا از وقوع حوادث نامطلوب جلوگيرى گردد . كسان ميرزا محمد سلاحهاى خود را بذخيره تحويل دادند اما ديرى نگذشت كه عليه حاكم نيز شوريده او را از قلعه بيرون كردند « 1 » . عدم رضايت سردار مفخم از مجاهدان قفقاز موجب آن شد كه او رسيدگى به وضع آنها را در صفحهء اول برنامهء اقدامات ستار خان قرار داد . در نتيجه بدستور سردار ملى ، ميرزا محمد دستگير و زندانى شد و رياست اردو به يار محمد خان كرمانشاهى ، كه از ياران ستار خان بود واگذار گرديد . جمشيد و ديگر ياران ميرزا محمد چون اين كار بديدند تمكين نكرده با جمعى ، از راه نمين فرار كردند و بنزد عشاير رفتند و تلاش سردار براى دستگيرى و برگردانيدن آنها بيهوده ماند . آنان بشاهسونان پيوستند و بكينه‌خواهى از ستار خان آنها را در حمله به شهر و قتل و تاراج مردم يارى كردند و اين يكى از اشتباهات سردار ملى در آن موقعيت حساس بود . اشتباه ديگر ستار خان دستگيرى حاج بابا خان اردبيلى ، سردار دلير و جوانمرد مجاهدان اين شهر بود كه بقول سالخوردگان نه‌تنها از حيث شجاعت و دلاورى بلكه از جهت اصول مردانگى و صفات اخلاقى نيز برتر از سردار ملى بود . او بموازات توقيف ميرزا محمد حاج بابا خان را نيز دستگير و زندانى نمود و چون حاج بابا خان از محبوبيت عموم همشهريان خود برخوردار بود اين اقدام موقعيت سردار را در نظر مردم پائين آورد . ساكنان محلات از حيدرى و نعمتى باهم متفق شده با طبل و شيپور
هامش
( 1 ) - ايران نو . شماره 11 . مورخ 19 شعبان . 1327 قمرى .