تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
شايد اهميت و بزرگى هدف مجاهدان ، كه نجات جامعهء ايرانى از زير يوغ استبداد و خودكامگى محمد عليشاه و بازگردانيدن مشروطيت از دست رفته بملت بود ، اجازه ندهد كه از اعمال نابجاى آنان نكوهش كنيم ولى دور از اين قبيل تعصبات بايد گفت كه اين دسته از آزاديخواهان كارهاى نابجائى در اين شهر كردند آن‌چنانكه اثرات سوء آن در جهاتى تاكنون نيز باقى است . هنگامى كه مجاهدان بر مستبدان تفوق يافتند و ادارهء امور شهر را در اختيار گرفتند دست ببعضى حركات نامطلوبى زدند كه بزعم جمعى دور از شئون وطندوستى بود و دوست و دشمن را متأسف گردانيد . اينان ، كه نام ميرزا محمد ، جمشيد ، خانلار ، غفار ، شفيع ، آليش و بعضى ديگر از آنها امروز نيز بر خاطر سالخوردگان باقى است ، از طرف كميتهء ستار رشت يا مستقيما از قفقاز باردبيل آمده در اين وقايع در صف مجاهدان قرار گرفتند و باصطلاح امروز جناح چپ افراطى آزاديخواهانرا تشكيل دادند و چون تنها راه پيروزى را قطع ريشهء مستبدين و از بين بردن آنها ميدانستند از اينرو در اين راه بيش از ديگران شدت عمل بخرج ميدادند . اينها با تهديد و تخويف ، كميتهء آزاديخواهان اردبيل را در اختيار گرفتند و اعضاى محلى آن را تحت‌الشعاع خود قرار دادند و از قتل و شكنجه و مصادرهء اموال بيشتر سرشناسان ، باتهام طرفدارى از استبداد ، خوددارى نكردند و كار را بدانجا رسانيدند كه سردار مفخم ، حكمران اردبيل را كه خود از آزاديخواهان بود از قلعه ، مقر حكومت بيرون كرده آنجا را مركز فرمانروائى خود ساختند و با آنكه با وساطت آقا ميرزا على اكبر حاضر بتحويل قلعه به او گرديدند باز بقول خود عمل ننمودند . اينان بقدرى بين مردم و حتى ياران خود ايجاد رعب و وحشت كردند كه ، كسانى كه ديروز سلاح در دست داشتند و با آنها در يك سنگر مىجنگيدند ، امروز از ترس آنكه مبادا باتهام طرفدارى از مستبدين تحت شكنجه قرار گيرند قدرت اظهارنظر و ابراز مطلبى نداشتند . روزنامهء ايران نو در شمارهء 35 مورخ 20 رمضان سال 1327 قمرى دربارهء ستمگريهاى اينعده مكتوبى از اردبيل درج كرده و در آن نوشته است كه « ميرزا