تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
زجر و شكنجهء برخى بيگناهان باتهام همكارى با فولادلوها ، و آثار ناشى از جنگهاى بين طرفين ، همه و همه مطالبى بود كه يكنوع بلاتكليفى در امور جامعهء اردبيل بوجود آورد . با تحصن رشيد الملك حكمران اردبيل در كنسولخانه ، سردار مفخم اسكندر خان كشيكچىباشى ، بحكومت اين ولايت منصوب گشت و روز شنبه چهارم شعبان 1327 قمرى يكساعت و نيم بغروب مانده وارد شهر گرديد . مردم شهر از حكمران دورهء جديد مشروطيت بگرمى استقبال كردند و بافتخار او توپهائى شليك نمودند . او يكسر بانجمن ولايتى آمد و پس از استماع خيرمقدمى ، كه شيخ نعيم تبريزى ايراد كرد ، بقلعه درآمد . چون در آن روزها مجاهدان اردبيل و آزاديخواهان محلى ، از رفتار مجاهدان قفقاز ، كه بنام كميتهء ستار گيلان عمل ميكردند ، ناراضى بودند و با آنان اختلاف داشتند شيخ نعيم در ضمن سخنان خود باينموضوع نيز اشاره كرد و اتحاد آزاديخواهان را با يكديگر و متفقا با دولت آرزو نمود . هنگاميكه حاكم بقلعه ميرفت مردم در مسير او صف كشيده مرتبا فرياد ميكردند « ياشاسون ملت ، ياشاسون دولت مشروطه ، ياشاسون حاكم مشروطه » « 1 » . مجاهدان و قزاقها و سربازان نيز با كمال نظم و ترتيب در دو طرف صف كشيده بيرقهاى مشروطه در دست داشتند . در قلعه شادروان مشهدى حسين آخوندزاده ( آخوند اف ) از طرف مجاهدان و آزاديخواهان اردبيل سخنان بسيار سنجيده و متينى بيان كرد و ميرزا غلامخان محمدى هم از طرف رؤساى مجاهدان مقدم حكمران را تبريك گفت « 2 » .

كارهاى زشتى كه مجاهدان غير محلى مرتكب شدند

گفتيم كه شيخ نعيم در سخنان خود باختلاف بين مجاهدان محلى و كسانى كه از رشت و قفقاز آمده بودند اشاره كرده رفع آن را با مساعى حكمران جديد آرزو نمود . اين اختلاف ناشى از رفتار تند و كارهاى ناپسنديده‌اى بود كه آنان خودسرانه و بنام مشروطيت انجام ميدادند و اضطراب و ناايمنى بين مردم شهر بوجود ميآوردند .
هامش
( 1 ) - زنده باد ملت ، زنده باد دولت مشروطه ، زنده باد حاكم مشروطه . ( 2 ) - روزنامهء ايران نو . شمارهء 3 . مورخ پنجشنبه 9 شعبان 1327 قمرى .