تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
بفكر چاره انداخت و طبق يادداشت مرحوم محسنى نگهدارى شهر تحت رياست مرحوم مير بيوك آقا خادم‌باشى به سواران فولادلو محول گرديد و بنام تهيهء سلاح شروع به پول گرفتن از مردم شد .

آمدن مجاهدان باردبيل و جنگ آنها با مستبدان

از آنسوى مجاهدان ، كه جمعى از آزاديخواهان آستارا نيز آنها را يارى ميدادند ، بسركردگى ميرزا غلامخان محمدى ولى تك‌تك و به صورت انفرادى وارد شهر شدند و با لباسهاى مبدل در خانهء آقا مير طاهر اردبيلى ، كه از سران مجاهدان اردبيل بشمار ميآمد ، منزل كردند . آقا مير طاهر فرزند مرحوم حاج ميرزا محمد مجتهد اردبيلى بود كه كنون نيز مسجد بزرگى بنام پدرش در قسمت نعمتى باقى است و از حيث وسعت از بزرگترين مساجد اردبيل است . حاج ميرزا محمد چندين پسر داشت و شادروانان آقا مير طاهر و سيد جليل اردبيلى از جملهء آنها بودند و هردو در نهضت مشروطيت ايران ، در تهران و اردبيل از بازيگران بزرگ بشمار ميآمدند . آقا مير طاهر در راه مشروطيت در اردبيل متحمل زحماتى شد ولى در واقعهء سوئى ، كه منجر بقتل عده‌اى از سران استبداد شهر گشت ، متهم گرديد و ما داستان آن را قريبا خواهيم آورد . بارى شهر آبستن حوادث بود و قتل يكى از مجاهدان ، مثل كشته شدن « آرشيدوك فرانسيس فرديناند » وليعهد اتريش در سال 1914 ميلادى ، دستاويز آغاز جنگ گرديد . ما كسى را كه كشته شده بنام نميشناسيم و قاتل او را نيز باسم نميدانيم ولى واقعه را چنين ميآوريم كه روزى يكى از مجاهدان در جلوى خانهء روانشاد شمس الحكما بقتل رسيد با آنكه مجاهدان بطور مخفى و با لباسهاى عوضى در شهر بودند و بر اثر تسلط و سختگيرىهاى بيش از اندازهء مستبدين و عشاير فولادلو امكان هيچگونه فعاليتى نداشتند با اينحال صبح روز ديگر جنازهء قاتل او در همانجا پيدا شد كه كاغذى روى سينه‌اش گذاشته و در آن نوشته بودند « اينست سزاى كسى كه بمجاهدين خيانت كند » . اين واقعه بر رعب و وحشت مردم افزود و متعاقب آن با آتش زده شدن خانهء