تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
سركوبى آنها گرديد و چون نتوانست مستقيما به تبريز برود وارد اردبيل شد و مدتى در اينجا مقيم گرديد . عين الدوله بار اول نبود كه باردبيل ميآمد بلكه او سابقا مدتها حكمران اين ولايت بود و حتى لقب « عين الدوله » گى را هم در اين شهر بدست آورد . او در سال 1309 قمرى با منصب امير تومانى ( سرلشگرى ) ، علاوه‌بر سمت مير آخورى ، حاكم اردبيل ، مشگين قراجه داغ و متصدى خالصجات آذربايجان شد و در سال 1310 هنگامىكه در سمت حكومت اردبيل بود بلقب عين الدولگى ملقب گرديد « 1 » . او براى آنكه بدون جنگ و كشتار بمقر ايالت برسد هيئتى مركب از آقايان وكيل الرعاياى اردبيلى ، صارم السلطنهء طالش و مصباح السلطنه از جانب خود ، براى مذاكره و اتمام حجت ، نزد مشروطه‌خواهان تبريز فرستاد ولى چون مأموريت آنها مواجه با شكست شد امير معزز گروسى و نصر اللّه خان يورتچى را باتفاق سواران آن طايفه براى محاصرهء تبريز گسيل داشت . اين همه سختگيريها باز نتوانست فكر آزادى را از مخيلهء مشروطه‌خواهان اين ناحيه بدور سازد و ارتباط محرمانهء آنها را از ديگر مجاهدان اين طريقت قطع نمايد . بلكه در عوض روابط سرّى آنان را بيش از پيش محكمتر ساخت و يك علقهء ناگسستنى ، البته در آنروزهاى سخت ، بين همهء مشروطه‌خواهان ايران بوجود آورد . منظور ما از استحكام روابط مشروطه‌خواهان « در آنروزهاى سخت » آنست كه افراد هر اجتماع مثل مسافران يك كشتى يا اتوبوس تا در راهند يكدل و يكجهة ميباشند و در اتفاقاتى كه پيش آيد همه دامن همت بر كمر ميزنند و مانند افراد يك خانواده بتلاش و كوشش برميخيزند ولى چون به مقصد رسيدند هركسى بسمتى ميرود و آن محيط يگانگى برهم مىخورد . قيام مشروطيت ايران نيز چنين بود . تا محمد عليشاه بر سرير سلطنت تكيه داشت دشمن مشترك همهء آزاديخواهان از تهرانى و تبريزى و اردبيلى و رشتى و بختيارى
هامش
( 1 ) - شرح‌حال رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 . مهدى بامداد . تهران 1347 . ج 3 .