تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
زيبا را دوست ميداشت و در جائى كه قدرت شاهان و پول ثروتمندان و خواهش دوستان و تهديد دشمنان در او كارگر نبود جمال زيباى پسر بچه‌اى عنان اختيار از دست او ميگرفت و شوق و ذوق خاصى در او بوجود ميآورد . نبايد در حق اين مرد هنرمند بدبين بود و از زيبائى ، بتعبير عاميانه ، جنبهء شهوى آن را در نظر گرفت . چه زيبائى تناسب اجزاء تشكيل‌دهندهء هر شيئى است و چه‌بسا كه كوزه گلين متناسب بمراتب زيباتر از هم‌شكل طلائين نامتناسب آن باشد . از روزيكه بشر نيك و بد را تشخيص داده با زيبائى آشنا شده و دربارهء آن افكار و انديشه‌هائى يافته است و سرانجام ، در عهديكه فلسفه و دانش در يونان باستان مورد تحقيق و بررسى دانشمندان بزرگى مثل سقراط و افلاطون و ارسطو بود ، زيبائى نيز جنبهء علمى يافته و بعدها زيباشناسى شاخه‌اى از علوم شده است . كسانى كه از اين خوى وى باخبر بودند در آنشب مظفر الدين شاه را از آن آگاه كردند و او به پيشخدمت مخصوص خود ، كه از صباحت منظر بهرهء كافى داشت ، دستور داد قليانى چاق كرده پيش مرد هنرمند ببرد و دست به سينه در خدمت وى بايستد . اين تدبير كارگر افتاد و ملا غلامعلى شروع به ترنّم نمود و چنان شور و غوغائى يافت كه مسافران عادى كشتى را نيز قرارى نماند . شاه بدانها بار عام داد . آنها نيز شب را در اين محفل انس گذرانيدند و مظفر الدينشاه را ، كه ذاتا مرد سليم النفس و مردم دوست بود ، شاد و خوشحال ساختند . آواز ملا غلامعلى قدرت زيادى داشت و وقتى در اطاق و طالار دربسته‌اى ميخواند گاهى شيشهء پنجره‌ها مىشكست و يا ظروف در طاق و طاقچه تكان مىخورد و به زمين مىافتاد . درعين‌حال بقدرى از ملاحت و گيرائى بهره‌مند بود كه حتى مرغان ، خود را به پنجره ميزدند ، يا در اطراف محليكه او آواز ميخواند گرد ميآمدند . ملا غلامعلى شاگردان خوب و متعددى نيز تربيت نمود و شادروانان ملا على كرشنه و مشير الحكماء از جملهء آنها بودند .