كه آن روز عنوانى براى كيمياگران بود ، ميگذرانيد . او در فكر بدست آوردن طلا بود غافل از آنكه خداوند بزرگ نعمتى گرانبهاتر از جواهر به دو عنايت كرده و آن صوت گيراى او بود . هرچه صورت او زشت و ناراحتكننده و صدايش خشن و نامطلوب بود آوازى صد چندان زيبا و دلپذير داشت و قدرت آواز و ملاحت صوت او توأم با آشنائى عميق وى بدستگاههاى هفتگانهء موسيقى ايرانى ، او را در رديف برجستهترين خوانندگان دوران قاجار قرار ميداد . او در اولين سفر ناشناختهاى كه بتهران نمود و براى تماشاى مجلس آوازخوانان ناصر الدين شاه كسب اجازه كرد باعتبار ظاهر ژوليده و قيافهء ناهنجارش ، در پستترين قسمت مجلس جاى گرفت ولى چون ترنّمى نمود و آوازى خواند مورد احترام عموم حاضرين مجلس گشت و در بالاترين محل آن مقام يافت .
او مرد خوىگيرى بود و گاهى ، باصطلاح محلى بگردنش ميافتاد و با يكدندگى خاصى از قبول خواهش و تمناى دوستان ، يا امر حاكم و والى و حتى شاه ، خوددارى ميكرد و هرگونه تهديد و تطميع در او بىاثر ميشد . چنان كه وقتى در حضور ناصر الدين شاه چنان واقعهاى پيش آمد و ملا از اجراى امر او امتناع كرد و جان خود را بخطر انداخت ولى بوساطت مقربان دربار از گناهش اغماض گرديد .
در آن كشتى كه مظفر الدين شاه را بقفقاز ميبرد قسمتى مخصوص شاه و ملتزمين ركابش بود و بخش ديگرى اختصاص بمسافرين عادى داشت و ملا غلام على نيز در اين بخش بود . او ، مثل روضهخوانهاى ديگر اردبيل ، در ايام عزادارى محرم به قفقاز ميرفت و در شهرهاى آن روضهخوانى مينمود و حق الزحمهء قابل توجهى بدست آورده به اردبيل بازميگشت .
اطرافيان شاه از حضور وى در كشتى آگاه گشتند و آن را به شاه رسانيدند . مظفر الدينشاه او را ميشناخت و از زيبائى آوازش خبردار بود ويرا بحضور خواست و مورد ملاطفت قرار داد ليكن هرچه اصرار كرد ملا غلام على بگردنش افتاد و آواز نخواند .
كسانى كه او را ديده بودند ميگفتند كه ملا درعينحال جمالپرست بود و جمال
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: بابا صفرى
ص١٧٧