تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
از آنها مثل حاج ميرزا يعقوب و حاج ميرزا يوسف از مردان بزرگوار عهد خود بشمار ميآمدند « 1 » . آقا ميرزا على اكبر كه دومين پسر او از همسر زنجانيش بود در نجف تحصيل ميكرد و همدورهء مرحوم آخوند ملا كاظم خراسانى بود و از شاگردان شادروان ميرزاى شيرازى محسوب ميشد . اگرچه در مرتبهء علمى به قدر ملا كاظم و ديگران بضاعت زيادى نداشت ولى بعنوان مجتهد زعيم و پيشواى قسمت نعمتى ، در اردبيل اسم و رسمى پيدا كرد و سالهاى متمادى مرد شماره يك اين شهر شد . او مرد ساده‌دل ولى مقتدر و با اراده بود و از نفوذ و قدرت خود بيش از علم و فقاهت استفاده مينمود . مرد طماعى نبود و هرگز از وجوه شرعى بنفع خود استفاده ننمود . اما بحكومت دينى خود علاقه داشت و بسان حكام مذهبى فتوى ميداد و در اجراى آن پافشارى ميكرد . از دولت و ملت ترس و واهمه نداشت و از هيچ مقامى پروائى به خود راه نميداد . عيب بزرگ وى سادگى و زودباورى او بود . هرچه مريدان ، بخصوص برادرزاده و دامادش ميرزا موسى ، ميگفت باور ميكرد و بدان ايستادگى نشان ميداد . برخى او را بسيار زرنگ ميگويند و اين سادگى را از زرنگى وى ميدانند . كسروى ، كه بسابقهء آخوندى خود از ملاها دل‌خوشى نداشت ، او را در تاريخ هيجدهء سالهء آذربايجان چنين تعريف مىكند « ملائى از تيپ حاج شيخ فضل اللّه و سيد كاظم يزدى « 2 » ميبود با اين تفاوت كه شكوه و جلال دوستى شيخ فضل اللّه و فريب - كارى سيد كاظم را نميداشت و يك مرد ساده درونى بود و هرآنچه از مردم ميگرفت هم بسود خود آنان به كار ميبرد » . از اين مرد روحانى كارهاى زشت و زيباى زيادى سر زده و از اينرو مريدان بسيار باوفا و مخالفان بسيار كينه‌توزى براى او پيدا شده است . با آنكه امروز متجاوز
هامش
( 1 ) - وى از زنان متعددش 50 فرزند داشته كه 25 نفر آنها در حيات پدر درگذشته‌اند . از 25 نفر باقى 15 نفر پسر و 10 نفر دختر بوده‌اند . ( 2 ) - اين دو عالم از مخالفان بنام مشروطيت ايران در تهران و نجف بوده‌اند .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 168 | بابا صفرى