حيدرى تشكيل ميدادند . بااينحال در هردو طرف افراد ديگرى نيز بودند ، كه بمناسبت فهم و ادراك ، يا تشخيص منافع عمومى و شخصى ، از يكى از آن دو مكتب پيروى ميكردند .
آقا ميرزا على اكبر و حاج مير صالح آقا مجتهد
از آثار دو تيرگىهاى حيدرى و نعمتى يكى هم اختلافى است كه بين دو مجتهد نامى شهر ، يعنى آقا ميرزا على اكبر و حاج مير صالح آقا ، پيش آمد و سالهاى ممتدى آن دو را ، كه باهم نسبت سببى بسيار نزديكى هم داشتند ، از يكديگر مكدر ساخت « 1 » . اين دور از سليقهء ماست كه بجاى دوستىها مخالفتها را بيان كنيم و آنها را كه به نظر ما زشتىهاست ، جايگزين محاسن گردانيم ولى چون حوادث تاريخى غالبا زاده و محصول اختلافات و جدائيهاست ناچار بذكر اجمالى آن ميپردازيم .
آقا ميرزا على اكبر فرزند مرحوم حاج ميرزا محسن مجتهد معروف بود كه از علماى بنام و از ثروتمندان بزرگ اردبيل بشمار ميآمد . شادروان محمد حسن خان اعتماد السلطنه در باب دهم از كتاب « مآثر و الآثار » حاج ميرزا محسن را چنين تعريف مىكند « از افاضل علماء آذربايجان بود و در فقاهت و فضايل ديگر ، مقامى رفيع داشت و از حيث رياست نيز بهيچكس وقعى نمىنهاد و ثروتى وافر بهم رسانيد » « 2 » .
ثروت او بقدرى زياد بود كه در اردبيل وى را « قزللى مجتهد » يعنى مجتهدى كه طلاى زياد دارد ، ميگفتند . او در سال 1295 هجرى بدرود زندگى گفت و جنازهاش بعتبات عاليات منتقل گرديد . سپهسالار اعظم نخستوزير وقت ايران در ذيقعدهء 1295 هجرى قمرى شرحى به شاهزاده حسام السلطنه حكمران كرمانشاهان نوشته و توصيه كرده است كه در حفظ احترام جنازهء او اقدام كند و براى عبور دادن آن از مرز تسهيلات لازم بوجود آورد . حاج ميرزا محسن از لحاظ اولاد نيز از كاميابترين مردم عهد خود بود زيرا 15 فرزند پسر داشت كه همه صاحبان ديانت و علم و تقوى بودند و كسانى
هامش
( 1 ) - حاج مير صالح شوهر خواهر آقا ميرزا على اكبر بود .
( 2 ) - مآثر و الآثار . محمد حسنخان اعتماد السلطنه ، تهران . 1306 قمرى .