تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
اظهار دلتنگى مينمايد . آمدن سپهسالار باردبيل گويا بر خلاف ميل او بوده و همواره ميخواسته است از اين تبعيد رهائى يابد و سرانجام بآرزوى خود نايل مىشود و از طريق مغان و بيله‌سوار ، كه طبق امر وليعهد بدانجا رفته بود ، عازم مركز ميگردد . او رويهمرفته اردبيل را خوب يافته و در ضمن يادداشت سوم رجب خود گفته است : « . . . اين صفحات يقين از پاريس منظم‌تر است . اما چه فايده اين نظم‌ها بىقانون و فورى است . . . » ولى از هواى آن گويا ناخوشدل بوده است زيرا يك بار ميگويد « . . . 24 سرطان است . هوا مثل زمستان گيلان است . » و در جاى ديگر مينويسد « . . . پارسال در 23 جمادى الثانى سنهء 1321 اتابك اعظم ميرزا على اصغر خان در تهران معزول شد كه برحسب فصل امروز مىشود . هوا خيلى گرم بود و امروز در اردبيل بايد لباس زمستانى خوب به بدن بچسبد . تفاوت هواست . » « 1 » سپهسالار در تاريخ مشروطيت ايران از شناخته‌شدگان است و مدتها مقامات مهم دولتى داشته است بعد از سقوط محمد عليشاه مدتى نيز نخست‌وزير ايران شده و شرح حال او در كتابهاى مربوط بمشروطيت ايران بتفصيل بيان گرديده است . بارى نوشته‌هاى مورخين و بخصوص جهانگردان ما را تا حدى از وضع گذشته اردبيل آگاه مىسازد و اهميت موقعيت جغرافيائى و سياسى و اقتصادى آن را در قرون گذشته نشان ميدهد . نشان ميدهد كه اين شهر زمانى خيلى وسعت « دو ثلث فرسخ در دو ثلث فرسخ يا چهار كيلومتر در چهار كيلومتر » داشته و روزگارى بقدرى زيبا بوده است كه با ونيز اروپا برابرى ميكرده ، يا كثرت باغاتش آن را در نظر جهانگرد اروپائى از دور مانند جنگلى جلوه‌گر ميساخته است . . . شهرى كه در شبانه‌روز قافله‌هاى تجارتى بمقياس نهصد شتر بدان رفت‌وآمد ميكرده داراى آنچنان عظمت اقتصادى بوده است كه تا حال جز بنادر نفتى ايران كمتر شهرى در اين كشور بدان پايه ديده
هامش
( 1 ) - تاريخ زندگانى و خدمات محمد وليخان خلعتبرى سپهسالار تنكابنى . بقلم عبد اللّه خلعتبرى . تهران 1328 شمسى .