تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
كه بساختمان اساسى قلعه آگاه و از راه زيرزمينى مخفى آن بخارج مطلع بود ، محل اين معبر معلوم گرديد . آنگاه شاهزاده ، بعنوان آنكه محل تطهيرى در اندرون اطاق خود در قلعه داشته باشد ، موافقت ، حاج على اصغر خواجهء مازندرانى و مسئول قلعه را براى كندن چاهى كسب نمود و مقنىاى براى اين كار بهزينهء شاهزاده از اهالى شهر اجير گرديد . چاه به مقدار لازم كنده شد و خاك آن توسط عمله‌ها بخارج قلعه حمل گشت ولى شاهزاده در اين ماجرا پنهانى بيل و كلنگ و ديلمى وسيلهء مقنى براى خود فراهم كرد و شبها مخفيانه مقدارى از زمين را به طرف راه خروجى زير زمينى حفر كرد و خاك آن را در همان چاه ريخت و پس از سه ماه راه خروج بدينطريق آماده شد . ركن الدوله آنگاه با دستيارانى كه در خارج قلعه فراهم كرده بود سه اسب آماده ساخت و نيمشبى مخفيانه ظل السلطان را ، كه از اين مقدمات به كلى بى خبر بود ، از خواب بيدار كرد و باتفاق او و اما موردى ميرزا كشيكچى باشى ، از راه نقب بيرون آمدند و سوار اسبها شده راه شمال را در پيش گرفتند و چون مقدارى تاختند بقراولخانهء روسيه رسيدند و خود را از تعقيب مصون يافتند . نگهبان قلعه ، يعنى حاج على اصغر خواجهء مازندرانى ، كه صبح از اين امر اطلاع يافت در پشت سر آنها تاخت ولى وقتى به آنها رسيد كه آنان در خاك روسيه بودند و لذا با نوميدى مراجعت كرد و تفصيل امر را بمحمد شاه گزارش داد . چون طبق قرارداد ايران و روس پناه دادن مخالفان سلطنت در كشور طرف ديگر ميسور نبود ازاين‌رو فراريان بتركيه و از آنجا به مكه رفتند و بالاخره ببغداد مراجعت كردند و در آنجا باشارهء دولت متوقف شدند و وظيفه از دولت ايران دريافت مىداشتند .

يادداشتهاى محمد وليخان خلعتبرى سپهدار اعظم حكمران اردبيل

محمد وليخان خلعتبرى سپهدار تنكابنى هم از جمله كسانى است كه در يادداشتهايش مطالبى در باب اردبيل به چشم مىخورد . او در ماه صفر 1322 هجرى قمرى مأمور آذربايجان گشت و روانهء تبريز شد و در آنجا حكومت ولايت اردبيل ، كه مشگين و خلخال و طالش هم جزو آن بود ، بوى
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 153 | بابا صفرى