تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
حكومت اردبيل مأذون بود به خدمت اميرزادگان تردد نمايد . چند روز قبل از قضيهء عاجز شدن اين دو نفر ، در قلعه خدمت آنان بود جهانگير ميرزا براى تفنن از ديوان حافظ براى استخلاص خودشان تفأل نمود اين غزل آمد :
خوش آمد گل و ز آن خوشتر نباشد * كه در دستت بجز ساغر نباشد زمان خوشدلى درياب درياب * كه دائم در صدف گوهر نباشد
مرحوم جهانگير ميرزا خوشحال شد ولى خسرو ميرزا عرض كرد كه برادر اين بيت نشان ميدهد كه ما را عاجز و كور مينمايند جهانگير ميرزا عصبانى شد كه چرا تطيّر مىكند ولى هنوز يكهفته نگذشته بود كه آن واقعه اتفاق افتاد . قلعهء اردبيل كه معروف به « نارين قلعه » بود ، طبق نوشتهء روضة الصفا و مرآت - البلدان ، سابقا نيز قلعهء اين شهر بود و ديوارهاى جوانب چهارگانهء آن از قديم الايام باقى بود . عباس ميرزا نايب السلطنه دستور داد آن را تا نيمه خراب كردند و سپس بسركارى يكنفر از صاحبمنصبان فرانسوى ، كه با ژنرال گاردان بايران آمده بود ، بنا نهاده شد و بر گرد آن قلعهء ديگرى برآوردند و خندق و خاكريز بطريق قلاع مهم ساختند . . . و تخمينا دويست هزار تومان بمخارج آن صرف گرديد . اين قلعه از قلعهء عباس‌آباد ، كه بامر عباس ميرزا در كنار رود ارس در خاك نخجوان ساخته شده بود ، محكمتر و متين‌تر بوده است . اين قلعه در موقع جنگ ايران و روس مركز تداركات سپاه ايران بود ولى بعدها به علت استحكام و متانت زياد تبعيدگاه و زندان مخالفان حكومت و مدعيان سلطنت گرديد و علاوه بر جهانگير ميرزا و برادرانش شخصيتهاى بزرگ و با عنوانى نيز مدتهائى از عمر خود را در سلولهاى آن گذرانيدند كه ظل السلطان و شجاع - السلطنه و حشمت الدوله و ديگران از جملهء آنها بودند .

فرار ظل السلطان از قلعهء اردبيل

مرحوم صنيع الدوله در كتاب مرآت البلدان داستان توقيف ظل السلطان و فرار او را چنين مينگارد كه در سال 1250 هجرى از شاهزادگان و اميرزادگان دار الخلافه حسنعلى -
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 151 | بابا صفرى