تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
روحانيون هم بايد باشد . در برابر حقوق دنيوى بايد درصدد جلب رضايت آنها هم برآيد و آنانرا از نظر دور ندارد . خان اردبيل مثل حاكم شماخى چريكهاى زيادى ندارد زيرا اردبيل شهر سرحدى نيست و لذا از حمله و شبيخون تركها ترسى ندارد . دربار خان اردبيل كمتر از 50 نفر خدمه داشت و از اين حيث شكوه و جلال وى بپاى دربار « عرب خان » خان شماخى نميرسيد . خان اردبيل زندگى گوشه‌گيرانه و هوشيارانه‌اى داشت . در فرصتهاى مناسب سه بار بافتخار ما ضيافت داد . خيلى چپق ميكشيد مثل عموم ايرانيان كه دود را از يك شاخه‌اى به طول دو پا از داخل شيشه‌اى كه پر از آب است رد مىكنند « 1 » همچنين آب سياه يعنى قهوهء داغ زيادى مىخورد . گويا قهوه بطور مطبوعى خنك مىكند و تحريكات بيش از حد و شديد را تسكين مىبخشد « 2 » . ديگر از چيزهاى قابل ذكر اردبيل چند حمام كوهستانى با آب گرم ، فواره ، حمام‌هاى طبى است ولى ما از اين محل‌ها ديدن نكرديم » . در اينجا سفرنامهء اوله آريوس در مورد اردبيل بپايان ميرسد و در فصل بعد كتاب داستان حركت اردوى سفيران را از اردبيل به طرف سلطانيه ذكر مىنمايد كه چون ربطى به اين مجموعه ندارد از آوردن آن خوددارى ميكنيم ولى اشارهء مجملى بسرگذشت خود « بوروگمان » رئيس آن اردوى سيصد نفرى و سفير فرمانفرماى هولتشاين را لازم ميدانيم زيرا نتيجهء آن را نزد خوانندگان دانشمند خالى از فايده تصور نمىنمائيم . بطوريكه ملاحظه فرموديد اوله آريوس از نيكوئيهاى خان اردبيل ، كه نمايندهء روح محبت و انسان‌دوستى دولت و ملت آن روز ايران بود ، در حق اينان چگونه سخن گفت و از اعزاز و اكرامى كه از بوروگمان و يارانش به عمل آمد بچه نحوى ستايش كرد . طبيعى است كه رفتار دربار صفوى دربارهء آنها گرامىتر و محترمانه‌تر از اردبيل بوده
هامش
( 1 ) - نويسنده با آنكه خان را چپق‌كش نوشته در توضيح خود قليان را تعريف كرده است . ( 2 ) - معلوم مىشود در آن تاريخ هنوز صرف قهوه در اروپا يا لااقل آلمان و هولشتاين معمول نبوده است .