تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
كه ساكنين بعضى از نقاط آن مذهب ايرانيها را قبول كرده‌اند ، مبالغى بصندوق آشپزخانهء آستانه ميريزند . اين عادت مرسوم ايرانيهاست كه در موارد مسافرت به دور ، و يا پيش از اينكه كار مهمى را متقبل شوند ، همچنين در صورت بيمارى ، يا در مواردى كه كارها به تنگنا مىافتد ، در آستانهء شيخ صفى نذر مىكنند و بعد از گشودن گره از مشكل‌شان با طيب خاطر و از صميم قلب بعهد خود وفا مىنمايند زيرا رفاهيت و سعادت و خوشبختىشان در معرض خطر قرار نمىگيرد . علىالخصوص زوار متدين و پرهيزگار داوطلبانه هدايا و نذر ميآورند . بعضىها در وصيت‌نامه‌هايشان مواهب دنيوى خود را بشيخ صفى وقف مىكنند و بدين طريق روز بروز پول فراوان ، اسب ، الاغ ، شتر ، گوسفند بىحد و شمارى با اشياء ديگر نصيب آستانه مىشود . اهداكنندگان مقدارى
Anis
دريافت ميدارند و اين علامت آنست كه روحشان قرين شيرينى خواهد بود . تحويلدارى هدايا وظيفهء دو تن مىباشد كه قبلا سوگند خورده‌اند ، آنها را « نذرچى » ها ميگويند ، و نذر به عربى بمعنى تصدق مىباشد . در سمت چپ مسجد چله‌خانه ، نذرچيان سراسر روز را در اطاقى مىنشينند و در برابر آنها صندوق پول گردى با دو روپوش مخمل سرخرنگ قرار دارد . از سوراخ اين صندوق پولهاى اهدائى را مىريزند . شترها و اسبها و الاغها را بلافاصله ميفروشند و تبديل به پول ميكنند و گوسفندان و گاوها را مىكشند و بين فقرا تقسيم مينمايند . قبر پدر شيخ صفى كه « سيد جبرئيل » نام دارد در قريهء كلخوران واقع است كه فاصلهء آن تا اردبيل نيم ميل مىباشد . سيد جبرئيل يكنفر آدم ساده از تودهء عادى بود و در اين دهكده زندگى ميكرد . قبلا بين ساير دهقانان مدفون شده بود ولى صدر الدين وقتى بعد از مرگ پدرش مقبره‌اى براى وى بنا نمود تصميم گرفت كه تربت جدش هم نسبت بمردم عادى جا و منزلت ديگرى داشته باشد و به اين ترتيب بقاياى استخوانها و بدن ويرا به اين محل منتقل كرد و مقبرهء مجللى بنا نمود و گنبدى بر روى آن برپا داشت . چون در اردبيل قبور مقدسين فراوان است خان اردبيل علاوه‌بر شاه در خدمت