مبدل شده بود . تنها منظرى كه غم از دل مسافر مىزدود ، رديف درختان تبريزى بود كه تا يك فرسنگ در شمال و يك فرسنگ در جنوب قوچان بر كرانهء هريرود ( كذا ) ديده مىشد . « 1 »
7 . جرج ناتانيل كرزن ؛ در سال 1307 ه . ( 1889 م . ) وى نيز به قوچان سفر كرده و توصيفى كه از حكومت و مردم قوچان كرده مفصلا در صفحهء 41 كتاب آمده است .
8 . هنرى موزر ، در سال 1883 م . مطابق با سال 1300 ق . از طريق عشقآباد به قريه قشم و اكراد مرزى خراسان كه از محالات قوچان و تحت حكومت خان قوچان مىباشد ، وارد خاك بجنورد و تركمن صحرا و از راه جاجرم و شاهرود و دامغان وارد تهران شده است .
در عبور از مرز محالات قوچان مىنويسد : « قلعه قشم مانند تمام زمين رباط جزء جابهجايى است كه خان قوچان بر آنها حكومت دارد و خان قوچان يكى از خوانين موروثى كرد است . او جميع ايالات حكومت خود را به اقوام خود مقاطعه داده است و از هر خانه هشت قران ماليات مىگيرد . ساكنان اكراد ما بين خراسان و خاك تراكمه اسباب حفظ و حراست هستند . » « 2 »
هامش
( 1 ) . طاهرى ، ابو القاسم . جغرافياى تاريخى خراسان از نظر جهانگردان ، تهران ، 1348 ، ص 128 .
( 2 ) . هنرى موزر سويسى ، سفرنامه تركستان و ايران ( گذرى در آسياى مركزى ) ، ترجمهء على ، مترجم مخصوص ناصر الدين شاه به كوشش محمد گلبن ، تهران 1356 ، ص 192 .