تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
ثابتى دارد . و اخيرا با دختر وزير خراسان ازدواج كرده است و مسلم نيست كه بتواند جانشين ايلخانى كهنسال شود ، چون كارهاى ديوانه‌وارى از او سر مىزند ؛ از جمله مىگويند زن سابقش را كه تركمن بود آن‌قدر كتك زد تا جان داد و به علاوه ميراث پدرى يعنى عادت ميگسارى را كاملا داراست . در مصاحبه من چون از وضع حال امير حسين خان اطلاعات مبسوط داشتم آشنايى من از سوابق او ممكن بود خان كهنسال را ناراحت و نگران سازد . اين بود كه از گفت‌وگوى با او قدرى احساس نگرانى نمودم ، پالتوى خود را و گالوشهايم را پوشيدم و آنچه از نوكرانم را كه مىتوانستم همراه بردم و از دنبال اسكورت شش نفرى كه خان براى راهنمايىام تا دربارش ، كه چندان هم دور نبود ، فرستاده بود حركت كردم . سر در خانه به صورت طاقى سه ضلعى پر از گچكارى برجسته و ظريف و در عقب آن يك كلاه فرنگى بود كه از بام هم بيشتر ارتفاع داشت . از دروازه‌اى كه پر از افراد نگهبان بود عبور نموده ما را در سمت چپ به حياط بزرگى بردند كه طولش دو برابر پهنا و انتهاى محدودتر آن به چند باغچه تقسيم شده بود . طرف ديگر در وسط حياط حوضى بود كه هر خانهء كم‌وبيش وسيع در ايران دارد و طورى آن را زيركانه ساخته بودند كه آب از لبهء سنگى لبريز و در حاشيهء اطراف حوض سرازير مىشد . در پياده‌روهاى حياط در حدود سى نفر پشت به حوض و رو به سمت فوقانى حياط ، كه در آنجا ايوان بلند يا محل پذيرايى است ، ايستاده بودند . اين ايوان با پنجرهء مشبكى از حياط جدا شده بود و پنجره وسطى را باز گذاشته بودند ؛ به اتاق كوچكى در گوشهء راست داخل شديم ، گالوشهايم را آنجا درآوردم و به قسمت مركزى عمارت كه فقط دو ميز منبت‌كارى در آن بود وارد شدم . بر اين ميزها ليوانهاى الوان و شمعدان چند شاخه و ظروف و اشيا و تحفه‌هاى صنعتى گذاشته بودند . يك تختخواب فلزى با تشك در كنار اتاق بود . در وسط اين قسمت ، عمارت شاه‌نشين دنجى بود كه خان در آنجا پشت ميز جلوس كرده بود و از جا برخاست تا به من خوشامد گويد ؛ در حالى كه به مترجم خود تعارفات مرسوم را تكرار مىكرد . در نتيجه طى مصاحبهء ما كه دو ساعت تمام طول كشيد من فرصت كافى براى بررسى تركيب صورت و رفتار وى پيدا كردم . »