اقتدار ايلخانى
. . . اقتدار ايلخانى همواره در اين خانوار ارثى بوده است . هرچند كه آن ظاهرا منوط به تصويب شاه است . دولت گاهى سعى كرده است افراد رسمى از طرف خود انتخاب كند ولى اين كار بعضى اوقات به شورش و انصراف قهرى شخص مزاحم منجر شده است . از موقع بر تخت نشستن و يا درواقع ابراز قدرت شاه فعلى « 1 » در بيست و پنج سال اخير ، كردها سلسلهء قاجار را غاصبان بيگانه مىشناختهاند و ايشان اتباع سركردههاى خود بودهاند نه پادشاه . ايلخانيها به نام خود و بدون مراجعه به تهران ، بانى قانون و مجرى عدل و داد بودهاند و حتى حق مرگ و حيات براى خود مىشناختهاند ولى پيشامدى كه قبل از ورود من به قوچان رخ داد از لحاظ تغيير وضعى كه اتفاق افتاده است بهترين شاهد است .
وزير يا نايب الحكومه قوچان به نام رمضان خان وسيله شخصى كه در پى انتقام خصوصى بود و قصد جنايت داشت تير خورد و با آنكه مضروب شده بود كشته نشد . ايلخانى بدون هيچگونه مراجعهاى به تهران ، ضارب را به فجيعترين طرزى كشت و اين عمل از جانب شاه به مثابهء دخالت در اختيارات سلطنتى وى تلقى گرديد و من هيچ ترديدى ندارم كه ايلخانى براى اجتناب از عواقب كار ، ناگزير شده است مبلغ سرشارى بابت حق بخشودگى تقديم كند . »
خاندان حاكم
« . . . نسبنامه خاندان ايلخانى به شرح زير است : اولين رئيس خانواده كه مدرك آن در دست است محمد حسين بود كه اواخر قرن گذشته ( 18 ميلادى ) در شيروان حكومت مىكرد . پسر او امير گناخان « 2 » در اوايل قرن حاضر به قوچان آمد و بارها با تركمنها درافتاد .
در حدود سال 1815 م . [ 1231 ق . ] پسرش رضا قلى خان او را از اين مقام برانداخت و
هامش
( 1 ) . مقصود ناصر الدين شاه قاجار است .
( 2 ) . امير گونه خان .